هدایت شده از شرقیِ غمگین
پاییز رو بیا برقصیم.نمیخواد با استین گشاد هودی اشکات رو پاک کنی.اصلا مگه اشک چشه؟بذار رد شوریش رو گونه ات بمونه.بیا با جوراب های لنگه به لنگه روی سرامیک سرد هال باله ی خودمونی بریم.وقتی بوی ته گرفتن کیک اومد از جا نپر.بذار بسوزه اصلا بیا با بوی دودش برقصیم.پاییز رو بیا کج و معوج زندگی کنیم.اشکالی نداره اگه وسط بالا و پایین پریدن داری به همه چیز لبخند مسخره میزنی و تو دلت به همه دنیا فوش میدی.فقط دیوونه باش.