eitaa logo
𝗩𝗂𝖽𝖾͟𝗼
17.4هزار دنبال‌کننده
199 عکس
3.1هزار ویدیو
1 فایل
ִֶָ 𝖨︎𝗻 𝗧𝗁︎𝖾 𝖭𝗮𝗆︎𝖾 𝗢𝖿︎ 𝗚o𝗈𝖽 💙 . ⌗𝖮𝖦 ➤ @Original_Gangster در من زنی نشسته که با اَبرهای سیاه‌ نور میبافد🌊⭐️ 𝙲𝚁: @Injaneb_Mehrad 𝙰𝙳𝚂: @OG_Ads 𝙶𝙰𝙿: @OG_Group
مشاهده در ایتا
دانلود
458.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ‌ ‌‌  ‌‌ آنها نسبت به رفتارشون آگاه بودن 𝗩𝗂𝖽𝖾͟𝗼 🎞 : @VideoV ̟࣪ ๋࣭ .
دختر بودم که بخاطر شغل همسرم تازه از روستا رفته بودم شهر،بخاطر دوستم مجبور شدم برگردم روستا... یکماه کنار دوستم توی روستا موندم..ولی همینکه برگشتم شهر و خونه ی‌خودم با چیزی که دیدم 👇😨 https://eitaa.com/joinchat/3096315551Cd79470075f ادامه فیلم کانال روزمرگی شکوه جنوبی👆
هدایت شده از تبلیغات خرچنگ
همه فامیل میگفتند مگه میشه آدم یه شبه خونشو بفروشه😳..ولی اونا نمی‌دونستند پشت فروش خونمون چه رازیه رازی که نباید برملا میشد..👇 https://eitaa.com/joinchat/3096315551Cd79470075f
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- وقت تبدیل شدن به مدله😂 𝗩𝗂𝖽𝖾͟𝗼 🎞 : @VideoV ̟࣪ ๋࣭ .
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خفن ترین آرایشا متعلق به دخترای شلخته‌اس 𝗩𝗂𝖽𝖾͟𝗼 🎞 : @VideoV ̟࣪ ๋࣭ .
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منو یاد اقیانوس میندازه 🫐🌀:)) 𝗩𝗂𝖽𝖾͟𝗼 🎞 : @VideoV ̟࣪ ๋࣭ .
‌ ‌ 🔥آموزش سیاهقلم با پک ابزار رایگان 🎁 فقط با یه کاغذ و یه مـداد سیاه ✏️ از صفـر یادت میدم طبیعی‌ترین تصاویرو بکشی و از هنرت پول دربیاری 💵 اونم با ابزار و ای که خودم برات میفرستم😍📦 💢 مبتدی هستی ؟‌ رو از اینجا ببین 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3492348705Cd15b25d968 آموزش تخصصی + مدرک + ابزار رایگان 🎁 ‌‌
هدایت شده از تبلیغات خرچنگ
◀️ برای اعضای کانال من ابزار رایگان میفرستن 👇🤗 https://eitaa.com/joinchat/3492348705Cd15b25d968 .🏃‍♀️ عجله کنید تا تموم نشده ❌️ ◀️برای دریافت آموزشهای رایگان کلیـ📲ـک کن رو متن....
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زرتو پرت زرتو پرت 😂 𝗩𝗂𝖽𝖾͟𝗼 🎞 : @VideoV ̟࣪ ๋࣭ .
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این درباره ستاره ها و ماه نیست!💘 𝗩𝗂𝖽𝖾͟𝗼 🎞 : @VideoV ̟࣪ ๋࣭ .
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان فراموش نشدنی من :)) 𝗩𝗂𝖽𝖾͟𝗼 🎞 : @VideoV ̟࣪ ๋࣭ .
هدایت شده از گسترده امید
شوهرم عاشقم بود و قبل از ازدواج قسم خورد که براش مهم نیست من نازام و هیچ وقت بچه دار نمیشم اما بعد از ازدواجمون خانواده‌اش دایم منو تحقیر میکردن و به شوهرم میگفتن زنت ناقصه و ننگه برای ما. اینقدر کوچکم کردن تا شوهرم دلش رو زد و از من رضایت گرفت تا زن بگیره ولی شرط هووم طلاق من بود و شوهرم بی‌چون و چرا قبول کرد، جایی رو نداشتم برم و به خاطر ترحم هووم تو همون خونه مثل یه خدمتکار کار میکردم تا اینکه هووم حامله شد و به خاطرش جشن بزرگی گرفتن؛ اونشب تو اتاق موندم و فقط گریه میکردم که یهو در باز شد و شوهرم اومد داخل، سریع صورتمو پشوندم تا اشکامو نبینه و گفتم: - از اینجا برو، همه اومدن بابا شدنت رو تبریک بگن. انگار حالش خوب نبود و با ناراحتی سر کمدم رفت و چادرم رو به سمتم گرفت و گفت: - بپوش میریم محضر، نمی‌تونم دوری از تو رو تحمل کنم... بی‌قرارتم نیلدا. https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44