قدر کار تو مغازه بابام رو ندونستم
الان خیلی وقته دعای توسل سهشنبههام
رو نمیتونم برم دوسه هفتهست
هیئت هفتگی نرفتم
امشب جشن بود نرفتم
نماز جماعت هم نماز مغرب و عشا رو
بعضی شبا میتونم برم مسجد نزدیک
رستوران، زود میخونم برمیگردم
بهم نمیچسبه
شب برمیگردم خونه انقدر خسته و تلخم
که حیفم میاد با اون حال روضه
و مداحی گوش بدم
خیلی دلم سنگین شده این روزا
چند روزه درگیره یه آدم عجیبم که نمیدونم من دارم اونو اسکول میکنم یا اون داره منو اسکل میکنه؟