یه کاپشن گرم و جنس خوب خریدم
برا بابام سرمهای
داده بودم به مامان که بده بهش
زنگم زده میگه نمیدونی من آبی کاربنی
دوست دارم کیشییی تو یه آبی کم رنگ
میشناسی یه پررنگ حالا میگی
کاربنی میخوام؟
الوُجوم ؛
نمیدونم بقیه هم اینجوری میشن یا نه ولی لحظه بیدار شدنم تا 10 دیقه اولش بدنم وحشتناک درد داره حس می
امروز موقع بیدار شدن
از دردش یه لحظه قشنگ با گریه
داد کشیدم چیه این اخه جون میدم
تا از خواب جدا بشم
بدون توجه به هوای استخون سوز تبریز
یه تیپ پاییزی طور زدم
امیدوارم به غلط کردن نیوفتم
قرار بود شیش راه بیوفتیم برگردیم که جفتمون خواب موندیم🗿
حالا مامانم زنگ زده میگه داشتیم خرما هارو هسته میکردیم دیگه گفتیم حتما زیر تریلی جا موندی
این وقتایی که میای خونه و فکت گرم میشه یهو به خودت میای میبینی داری یچیزایی رو تعریف میکنی که قول داده بودی چارسال دیگه که آبا از اسیاب افتاد بگی، این وقتا کاش آدم لال شه.