رئالیتیشو مافیای ایرانی رو از یه ماه پیش
دارم میبینم و یه جورایی برام مثل
جامعهست..
وقتی شهروندا دارن اشتباه فکر میکنن
و دشمن رو دوست و دوست رو دشمن
میبینن یه سری خسته میشن،
میگن ول کن این شهر لایق نابودیه.
ولی یه سریا همه تلاششونو میکنن تا
قانع کنن، عصبانیتشونو کنترل میکنن
تا همراهشون کنن فقط به خاطر بُرد شهر
چون تنهایی کاری از دستشون برنمیاد
https://eitaa.com/my_notes01/8640
و وقتی اون خطی باشه که همه ندارن دیگه میریم برای چاپ پوستر «رفقا حلالم کنید»
حس میکنم سارا باز خوابیده و الاناست
بیدار شه و تا صبح بیدار بمونه
خدا 3 تا ثلبات میگم اشتباه باشه
حسین طاهری4_5938024554256407418.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
1:11
چقدر بزرگی؛ اجازه دادی پر شالتو بگیرم
آخ برات بمیرم ..
آخ ببخش عزیزم هنوز برات یک دل سیر گریه نکردم:) دورت بگردم ..
آخ دورت بگردم ..
2:22 اینجا رو نمیتونم بنویسم
الوُجوم ؛
1:11 چقدر بزرگی؛ اجازه دادی پر شالتو بگیرم آخ برات بمیرم .. آخ ببخش عزیزم هنوز برات یک دل سیر گریه ن
باورم نمیشه اینی که انقدر قشنگه
انقدر سه روزه اشک میریزم باهاش رو
حسین طاهری خونده