eitaa logo
_مغآزه لبخند فروشی!_.
170 دنبال‌کننده
604 عکس
88 ویدیو
2 فایل
باد تولدش را فراموش کرد. راهِ راتباطیِ من و ستاره هام: https://abzarek.ir/service-p/msg/4305387
مشاهده در ایتا
دانلود
این قضیه که آریس ، جمنای ، ویرگو و سجتریس مشکلات رو به محض برخورد باهاشون، رو در رو حل میکنن، خیلی دوست‌داشتنیه. واقعا اهل تعارف و حاشیه‌روی نیستن. اگه حرفی تو دلشون باشه میگن و قضیه رو تموم میکنن. این ویژگی اخلاقیشون ۱۰ از ۱۰ عه ~
ایوای
پیوی نمیشه پیام فرستاد چرا
من و مِه.
من یک قطره ی اشکم گاه به گاه از سرسره ی مژه بر بروی گونه غلت میخورم و به سوی زمین رها میشوم ، قلبم پر از احساسات شکل گرفته از، آنِ آدمیزاد است ؛ گر خشنود و زنده دل باشد با لبخند بر روی لب هایم به پرواز از سکوی پرتابِ چشم در می آیم و شاد و خرم بر روی جایی مینیشم بعضی اوقات به روی تکه پارچه ای مینشیم و کم کم محو و ناپدید میشوم ،گاه نیز من را با خواسته ی خود خشک و نیست و نابود می‌کنند! حقیقت را بگویم ...وقتی که مرا خشک می‌کنند غمگین و پژمرده میشم،مگر من حامِل احساساتشان نیستم؟هیچ می‌دانستند اگر من نبودم چه میشد؟احساسات، خبیثانه، مانند تکه ای رسوب که راه رگ را مسدود می‌کند ، در وجودشان می‌ماند،چه شادی بیش از حد باشد و چه غمِ مرگ آور. بگذریم ، گفتم که گاه آدمی از ذوقِ سرسام‌آور به اشک دچار می‌شود،امّا دلم از غمی که مرا مجبور به ترک از دیده می‌کند،گله دارد، هجوم احساسات به قلب آدمی و جمع شدن من و دوستانم در کاسهء تنگ چشم و سرایز شدن ناگهانی ما برروی صورت ِآدمیزاد . هیچگاه نشات گرفتن و پدید آمدن از غم به دلم نمی‌شیند گویی یک سنگ بزرگ و دردناک را بر قلبم جای داده ام. هرچند،سخنانی که قصدِ قدم بر زبان و دیده شدن دارند، کم نیستد . از قلب های بی رحمی که مرا ننگ خوانند و ضعف و نشانِ کوچکی بگویم یا از احساساتی که مرا وادار به ترک چشم کردند ، از کدام بگویم که از هرچه بگویم داستانی از داستان های هزار و یک شب میشود . نمیدانم ، شاید اگرما اشک ها هم توان گریه داشتیم ، اینگونه دلرنجینده نبودیم .
جمنای ، هرکسی درک نمیکنه که تو چیکارا کردی فقط برای اینکه زنده بمونی.
یادآوری برای جمنای ، لیبرا ، آکواریس گاهی اوقات، وقتی در تاریکی هستی، فکر میکنی دفن شدی، اما در واقع کاشته شدی ( و قراره رشد کنی. )
غمگینم مثل اهنگ pertty when you cry ی لانا دل ری.