eitaa logo
وائل 🌿 🇵🇸″
613 دنبال‌کننده
2هزار عکس
548 ویدیو
48 فایل
باسم‌من‌هو‌النور‌الذي‌يهدينا .. سبز ماندن در میان ویرانی ریشه میخواهد🫀🌱 •ایستگاه تفکر و تامل💡 •به امید مفید واقع شدن :) ۱۴۰۱٫۵٫۶←شروع‌خادمیت✓
مشاهده در ایتا
دانلود
مهریه ی مادرش آب بود و پسرش محروم شد💔 ...
الحمدلله که رو فرش روضه حسین نشستیم :)
- ذکر سفارش شده امشب ۱۳۳مرتبه: یاکاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحق اخیک الحسین + توسل به حضرت عباس علیه السلام!
و حسیـن [؏لیه‌السلام] با گریه گفت: عباس جانم! برادرم! چشمانی که دیشب از بیمِ رویارویی با تـو رنگ خواب و آرامش ندیدند امشب آسوده خواهند خفت؛ اما آنان که شبِ پیش در پناهِ امنِ حضورِ تـو آرمیدند امشب در نبودِ تـو رنگ خواب و آرامش نخواهند دید...
روضه ی باز؟ ‌+فَوَقف العباسَ متحیراً . . .
یه چیزی میخوام بگم امام زمان منو ببخشه.. داشت‌روضه‌میخوند‌ به‌این‌جا‌که‌رسید‌غیرتمان‌ریخت‌بهم: وقتی‌اُسرا‌ری‌کربلا‌رو‌بردند‌مجلس‌یزید‌لعنت‌الله‌علیه میگن‌دلقکی‌آوردن‌تا‌مجلس‌رو‌بخندونه بعد‌این‌دلقک‌رو‌کرد‌به‌یزید‌گفت‌:پاداش‌من‌را‌بدهید میگن‌یزید‌به‌سڪینه‌اشاره‌کرد💔🖤 چشم‌عمو‌رو‌دور‌دیدند😭
منابع :
نفس المهموم
روضه الشهدا
لهوف
مقتل الحسین
بحار جلد 45
منتهی الآمال
یا عباس نحن بحماک… - آیت‌الله‌کربلایی‌سیداحمدنجفی‌: ادب قمربنی هاشم نسبت به سیدالشهداء همیشه زبانزد بوده و امام حسین را مولا و سرور خطاب‌ میکردند، همیشه یک‌ قدم ... پشت‌سر برادر راه میرفتند و در مقابل برادر گردنشان کج بود….لذا روز عاشـورا که جنـگ تمام شد، سرهای مبـارک را که به نیزه زدند، هر کاری کردنـد نتوانستن سـر مبـارک . . . حضرت عباس را به حنجرشان به نیزه کنند که سر بایستد، آخرش نیزه را به پهنای صورت زدند تا سرمبارک ابالفضل کنار سرسیدالشهدا کج باشد..
یا اباعبداللّٰه! همانا تو بزرگ تر از آن هستی که مصیبتت با گریه جبران شود بلکه قتلِ نَفس هم در این راه اندک است.. -علامه محمدباقر مجلسی[ره]
زینب‌سلام‌الله‌علیها‌وارد‌خیمه‌شد... دید‌حسین[ع]با‌خنجرش‌پیراهنش‌ رو‌پاره‌‌کرد‌و‌اون‌رو‌پوشید... رفت‌صندوقچه‌رو‌باز‌کرد پیراهنی‌زیبا‌رو‌درآورد‌وبرتن‌کرد... زینب[س]تعجب‌کرد‌‌علت‌رو‌ا‌زبرادرش‌پرسید... حسین[علیه‌السلام]فرمود‌:زینب‌جان! فردا‌بعد‌ا‌زشهادتم‌پیراهنم‌را‌میبرند پیراهن‌پاره‌رو‌برای‌‌این‌پوشیدم‌که‌بدنم‌رو‌عریان‌نکنند پیراهن‌سالم‌رو‌برای‌این‌پوشیدم‌که‌اونی‌میاد‌ پیراهنم‌رو‌ببره‌ ...💔🖤
-💔- سادات منو ببخشن🥲 لحظه های آخر بود حسینو شهید کرده بودن اما میترسیدن نزدیک بشن چون شک داشتن هنوز زندست یا نه.. یهو یکی اومد گفت میخوای بدونی چجوری بفهمیم زندست یا نه؟ گفت به سمت خیمه ها حمله کنید...
گفتم:یه روضه می‌خونی گریه کنیم؟ گفت:روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد.. گریه کردیم...
جایی شنیدم یا دیدم که وقتی شمر میخواست اقدام کنه برای بریدن سر مبارک حضرت سیدالشهدا بهش فرمود، تو اگه منو همینطوری هم رها کنی من خواهم مُرد، بخاطر شدت جراحات تو تموم کننده نباش تا امیدی به بخشیده شدنت باشه، ولی اگه تو این کارو بکنی، محاله بخشیده بشی.. به دشمنش هم رحم داشت... فکر نجاتش بود...