من با خودم و زندگیم کنار اومدم
کارامو میکنم، میرم کلاس، باشگاه، به خودم میرسم کارامو خوب انجام میدم، فیلم میبینم و کتاب میخونم، آهنگم گوش میدم ولی انگیزه ای ندارم، ته دلم حالم خوب نیست
دیقه به دیقه موقع انجام دادن این کارا بهت فکر میکنم، به این فکر میکنم که اگه تو بودی با انگیزه تر و بهتر زندگی میکردم
حالم بهتر بود
با تو زندگی میکردم
الان کسی نیس که همش منتظر این باشم تا برم باهاش حرف بزنم، حالم که خوب نبود بهش پیام بدم بگم بریم بیرون
کسی نیس
تو نیستی
میخوام اون یه نفر تو باشی
✯
جنگل داشت نابود میشد ولی درختا هنوز به تبر رای میدادن؛ چون تبر قانعشون کرده بود که دستهاش چوبیه پس از خودشونه.
اون شب
اون شب زیبا
که فکرشم نمیکردم قراره همچین اتفاقایی بیفته
اون شب رو یادته؟
بهت گفتم ماه رو ببین، چقدر قشنگه..
گفتی آره قشنگه!
اونموقع دلم میخواست بگم ولی تو قشنگ تری، نور وجود تو خیره کننده تره، تو یدونه ای، تو برام باارزش تری
ولی نتونستم
نتونستم بگم و الان همه حرفایی که میخواستم بهت بگم مثل تیغ تو گلوم گیر کرده و هر دفعه که میخوام حرف بزنم انگار دارم خون بالا میارم
کاش میموندی
کاش حرفامو بهت میزدم
✯