من واقعا از شومینهی عطرنعناع نهایت لذت رو بردم. عشق ورزیدم بهش. داشتن شماها یکی از رخدادهای خارقالعادهی زندگیم بود. من چهارساله دارم باهاتون زندگی میکنم. حرف میزنیم، میگیم، میخندیم، بحث میکنیم ولی تهش یه نسکافه میزنیم بر بدن و به خواب میریم. اما الان احساس میکنم یکی اومده خونه رو نابود کرده، همه رو پخش کرده و تهدیدم کرده که اگر دوباره خونه بسازم نابودم میکنه. میگیرید حرفمو؟
من حتی امروز به این فکر کردم که اینجارو پاک کنم. دوباره عطرنعناع، همون عمارت همیشگی رو بسازم. دوباره از سر بگیرم فعالیتمو. ولی اگر اینبار هم نابودمون کردن چی؟
پریدن یه چنل واقعا چیز کمی نیست. من چنل میزنم که سال بعد بشینم پیامای یکسال قبلمو بخونم. تکستهای اون زمان رو بخونم. یادم بیاد که چه حسی داشتم و از کدوم چالهها گذر کردم. با هربار پریدن چنل، همهی اینا نابود میشه.
+میگم که نمیشه سبک پست گذاریت رو عوض کنی و اینجا بمونی؟ مثلا دیگه از اعضای بنگتن پست نزاری و بری تم ساده یا مینیمال بزاری و متن هات باشن فقط.. اینجوری اگه عکس بد نزاری پریدنی هم در کار نیست دیگه
-شلیک غم قبلی یکهفته بود هیچ پستی نذاشتم. نه تهکوک نه تکست. چیشد که پرید؟
بعدشم، پستها فقط از طریق تکست احساساتشون رو منتقل نمیکنن که. باید عکسی که میذاری بخونه با تکستت. چفت باشن. من مدل پستگذاریم اینه. خودمو عوض کنم؟
+فرمانده من حداقل به این دل خوش بودم که روزی میرسه که میتونم بیام تلگرام ولی اگه بخوای بری..
بخوای بری من دیگه به کی تکیه کنم؟
-بچهها. من اینو بارها گفتم بازم میگم. من یه شخصیت معلقم. باید به دید به رهگذر بهم نگاه کنین. یه روزایی هستم و یه روزی دیگه تا ابد محو میشم. به دیوار پوشالی تکیه نکنین.
+آینی نکن عزیزکم:) تمومه چیزایی که دارم میگم و با اشک مینویسم برات خوشگلم نکن اینطوری من بدون تو میمیرم:) من هنوز اونقدری که باید باهات دوست نشدم:) اینی دوست دارم نرو نمیتونم نرو:)) آهو-
-تک تک شماها واقعا برام عزیزید. من ندیدمتون، نمیشناسمتون، شاید اصلا تو خیلی چیزا باهم مخالف باشیم ولی همتون تو بغل من جا دارید. عطرنعناع هم همینه. اما نمیدونم چرا احساس میکنم این موضوع که هرچیزی تاریخ انقضایی داره، گلومو گرفته.
+https://eitaa.com/Weapon_mint/456 آینی نکن توروخودا میدونم چه حسیه لااقل اینجارو دیل نزن باهامون صحبت نکن اصلا باشه؟ فقط بیا از خودت یه خبر بده که خوبی سپیدار من:) آهو-
-من از حرف زدن باهاتون نهایت لذت رو میبرم. یعنی حتی اگر تو سکرت تلگرام هزارتا پیام هم باشه اول سراغ اینجارو میگیرم. شومینهی اینجا قابل مقایسه با هیچجای دیگه نیست. ولی اینکه از طرف آدمایی که اطراف وشمینه نفس میکشن زخم بخورم اذیتکنندهست. ترجیح میدم اب بریزم رو اتیشش و اون گردهمایی رو ترک کنم.
+https://eitaa.com/Weapon_mint/457
حتی اگه همچین اتفاقی بیوفته ما بازم کنارتیم فرمانده. قول میدم بازم به ارای هفتایی میرسیم. راستش.. اینکه دوباره ایتامو باز کنم و "عطرنعناع" رو ببینم از ته قلبم خوشحالم میکنه:)
_سارا
-منم. منم دلم میخواد عطرنعناع رو برگردونم. شاید اصلا برگشتش خوشی بیاره برامون. شاید این اسلحهی غم نحس شده. همونطور که زندگیم رو نحسی گرفته.
+https://eitaa.com/Weapon_mint/461
فرمانده اگه تکیه نکنم برای همیشه میوفتم
-نیوفت. یه دیوار دیگه رو بگیر.
+آینی... دقت کردی حتی وقتی که اینجا شلیک غمه ما عطرنعناع صداش میکنیم؟
عطرنعناع رو برگردون... بخاطر خودت.
شاید دوباره بهش حمله کنن و بخوان نابودمون کنن اما... سربازای واقعی تورو پیدات میکنن و باهاتن... اونا عطرنعناعو حتی اگه نابود کنن دوباره سرپا میشه میدونی چرا؟ چون ما باهاتیم و نابود نمیشیم. سربازای واقعی نابود نمیشن. میشه فرصتی که داریم کنار هم باشیم و به هم عادت کردیمو ازمون دریغ نکنی؟
دوستت دارم.
-پذیرای خونهی قبلیمون هستید؟ مراقبت میکنید تا دیوارههاش ترک نخوره؟
+https://eitaa.com/Weapon_mint/432
این پایان، برای یه فرمانده زیادی ظالمانهس
نه، بیا یه جور دیگه تمومش کنیم. ما دور اون شومینه میشینیم، به جای خالیت نگاه میکنیم، و به این فکر میکنیم که الان، تلگرامیا با داشتنت چه حسی دارن؟ همون حسیه که ما داشتیم؟
فرمانده، بقیه پیامارو خوندم، و من نمیخوام اونی باشه که دور شومینه میشینه و زخم میزنه
نمیخوام اینقدر عوضی باشم
ولی به قول خودت.. اینم یکی از اون زمستونای بی بهارته. پس اونایی که میشینن و به جای خالیت زل میزنن ماییم. فقط.. امیدوارم برگردی باشه.
-..