اکثر اوقات، وقتی آدم دلتنگ چشمهای یکنفر میشه، فقط شکل چشمها نیست. دلتنگ نگاهی ِکه بهش میشد تکیه کرد.
+چطور میشه درستت کرد؟ که دوباره همون بشی؟
-تنها راهحل اینه که منو بکشی و دوباره به دنیا بیاری.
برای گذر از این غم باید دوباره به دنیا اومد، چون این جسم برای این سنگینی خیلی خمیده و پیر شده.
دیگه بیشتر از این نمیکشه. تا همین الانشم خیلی مرد بوده که اینجوری ایستاده.
+زمان بدتره یا زندگی؟
-زمان میزان نبودنش رو داد میزنه و زندگی نبودن ِبودنش کنارت رو.
+این آینیای نیست که دوسش داشتم.
-اینجا هیچ آینیای نیست که برای دوست داشته شدن، زندگی کنه.