هدایت شده از عـطرنـعـنــٰــاع
من به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود.
زندگی تبدیل به یه دریا شده برام. منم همون آدمی که از آب متنفره و بلد نیست شنا کنه.
باد و طوفان هم مخالف منن. دارن سمت دریا هلم میدن.
ولی این دریا یه فرق داره. توش غرق میشی اما کشته نمیشی. یعنی زنده میمونی، زندگی میکنی، ولی انقدر درد بهت میده که حس مردن بکنی ولی جسمت نفس بکشه.
فشار آب استخونهات رو میشکونه ولی تو هنوز روی پاهات میتونی بایستی و راه بری اما با هر قدمی که برمیداری صدای خرد شدنشون رو بیشتر از قبل میشنوی.
حتی خورشید هم ازت متنفره. خورشید خودش رو از دریا گرفته تا دریا ذرهای تبخیر نشه. تا برای همیشه پر آب باشه که بتونه تو رو اونجور که باید، عذاب بده.
این وسط به افق خیره میشی. به اون دور دستها. به جایی که توش وعدهی امید و آرامش داده شده.
با پای زخمی سمتش میدویی. یهو نگاهت برمیگرده سمت ساحل. برای موندنت و نگه داشتنت پیش خودش تقلا میکنه. ولی تو میخوای بری سمت افق. میخوای تو اون نور دفن شی. میخوای تو ام به ابدیت ِاون افق بپیوندی.
ولی ساحل، دریا رو سمت خودش میکشونه. دریا هم تو رو به ساحل میبخشه.
قلوزنجیر میشی به ساحل.
از یک طرف دریا هر روز بیشتر از روز قبل زخمیترت میکنه و درد میده بهت. از یه طرف خورشید خیلی وقته که دیگه بهت نگاه نمیکنه.
افق هم که دست نیافتنی میشه، مگر به خواست ساحل.
ساحل هم که دیگه توان خشک شدن نداره. پس بیخیالت نمیشه.
و تو میمونی بین فرار کردن یا تسلیم شدن.
تو میمونی بین موندن، یا رفتن.
بین مرگ یا زندگی.
عـطرنـعـنــٰــاع
زندگی تبدیل به یه دریا شده برام. منم همون آدمی که از آب متنفره و بلد نیست شنا کنه. باد و طوفان هم م
مهارتم تو چرتوپرت نویسی افزایش پیدا کرده.
+https://eitaa.com/Weaponmint/4608
قول میدم یه روز حتی اگر آخرین روز از عمرم هم باشه و حضوری دیدمت، بیام بابت این دروغات کتکت بزنم، یا اصلا اگه تا قبلش نبودم میرم پیش خدا میگم ببین این بندت خیلی دروغگو عه به یه شاهکارِ ماچ کردنی میگه چرت و پرت، الله اکبر #ابرک پونهای
-نهایتا شاهکار تفکردنی باشه
+https://eitaa.com/Weaponmint/4609
ادامه بدی میام همون گیسایی که برات مونده رو میکشم بشی کپی فیک اکغر😾#ابرک پونهای
-اکغر که ترکیبه دو نفره. بد میشه که.
عـطرنـعـنــٰــاع
+https://eitaa.com/Weaponmint/4609 ادامه بدی میام همون گیسایی که برات مونده رو میکشم بشی کپی فیک اکغ
نیاز به کشیدن نیست. جلوی سرم رسما خالی شده.
+شکسته شدی. اینجوری ندیده بودمت تا حالا.
-الانم اگه چیزی دیدی به خاطر این بوده که این ظرف ِشکسته دیگه توانی برای جمعوجور کردن خودش و تظاهر به سالم بودن، ولو به ظاهر، نداره.