این همه از خالهی عزیزتون تعریف میکردید
دیروز خطونشون کشید که من عین آدم نمیرم ازمایش بدم امروز خودش میبرتم
الان هرکاری میکنم بیدار نمیشه
یعنی جوری بود که داشتم التماس میکردم به خدا که یه لحظه فقط بزاره نفس بکشم