eitaa logo
شلیک غم. ‌
642 دنبال‌کننده
887 عکس
9 ویدیو
5 فایل
درد فرمانده را به زانو درآورده؛ بشنو فریادهایش را. 𝖣︎𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇︎𝗍 𝗍𝗈 𝗍𝖺𝗅︎𝗄︎ 𝗍𝗈 𝗆︎𝖾? https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6een2a&btn=آینی
مشاهده در ایتا
دانلود
اما این سرنوشت ما نبود ژنرال؛ تو قول ِبرگشت داده بودی. حالا دگر در این خانه که با عطر و وجودت پیوند خورده شادی یافت نمی‌شود. کاش تمام‌ش کابوس باشد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از  𝖣𝖺𝗋𝗄𝖾𝗌𝗍 𝖲𝗇𝗈𝗐𝖿𝗅𝖺𝗄𝖾
- میشه دنیامو بارونی نکنی؟ + دنیاتو؟ - اره چشم‌هات دنیامه. اگه یه جا باشه که توش فقط نفس نکشم بلکه زندگی کنم، داخل کهکشان راه شیری چشمات‌ـه. پس دنیامو بارونی نکن. + تو که گفتی از بارون خوشت میاد. - بارونی که از غمِ تو نشأت بگیره رو دوست ندارم. + به همین زودی از غم چشمام سیر شدی؟ - من از هر چیزی که متعلق به چشم هات باشه سیر نمیشم. اما اون حسی که داخل چشم هات هست، باعث میشه از خودم متنفر بشم که چرا فقط تو باید به دوشش بکشی؟ پس من به چه دردی می خورم؟ چرا حروفِ غ و میم‌ای که داخل چشم‌هات خودشو پنهان کرده و گاهی تبدیل به بارون میشه، فقط به تو چسبیده؟ چرا با من تقسیم‌ش نمی کنی؟ اصلا این همه آدم بی هم و غم توی دنیا هست. چرا خدا یکم از بارونِ تو رو به اونا نداده؟ + ما نمی‌تونیم اندازه بگیریم کی بیشتر از بقیه درد می‌کشه. اینو یادت رفته؟ - نه! ولی بدون تردید می تونم بگم که این همه غم لیاقت تو نیست. نمی دونم خدا اون روزی که داستان زندگی تورو می‌نوشته کافئین مصرف کرده بوده یا چی. ولی یه روز تمام‌شو ازت می گیرم. ازت می‌گیرم‌ش و اون روز خیلی دور نیست. + اوه... و کی اینو میگه؟ - یه عزیز کرده که قراره تمام غم های دنیاشو ازش بدزده. قول میدم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صدای عقربه‌های ساعت آزارم میدن. انگار هر حرکت‌شون فریادی مبنی بر نبودن‌ها و نیستی هاست.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
+دلت براش تنگ شده؟ -لغت دلتنگی خیلی ناچیزتر از اون احساسی ِکه من به جایگاه خالی‌ش تو زندگی‌م دارم. +تا کی می‌خوای خودخواسته تو این اقیانوس غمی که ساخته غرق شی؟ -تا وقتی که نفس‌م بریده شه. تا همون ثانیه‌ای که حضرت عزرائیل میاد بالاسرم. می‌خوام انقدر خودم رو تو غم‌ش غرق کنم که نفهمم زندگی وقتایی که نبود چطور گذشت. +اگه خودش تقلا کنه برای نجاتت، ولی دست‌وپاش بسته باشه و نتونه چی؟ بازم می‌خوای جلوی چشم‌هاش غرق شی؟ -اره. اون‌موقع می‌رم می‌بوسم چشم‌هاش رو، بعد می‌بندم‌شون تا شاهد تموم شدن‌م نباشه. +می‌دونی حتی اگر چشم‌هاشم ببندی، درد کشیدنت رو حس می‌کنه؟ -چی رو می‌خوای بهم بگی؟ انقدر نپیچون. +اگه تو درد بکشی، اونم درد می‌کشه. همونقدر که تو نمی‌تونی دیگه ببینی‌ش، بغل‌ش کنی، باهاش حرف بزنی؛ اونم محدودیت داره. ولی در عوض، اون داره جایی زندگی می‌کنه که حال‌ش خوبه؛ اما وقتی تو رو می‌بینه که داری بدون هیچ دست‌وپا زدنی غرق میشی، حال‌ش بد میشه. درد می‌گیره قلب‌ش. -... +دلت می‌خواد بهش درد بدی؟ اگر نه، پس چنگ بنداز به طناب بالاسرت؛ خودت رو بکش بالا. از اقیانوس برس به ساحل. نفس بگیر و دوباره زندگی کن. این‌بار، برای اون زندگی کن. -کاش می‌تونست صدات رو خفه کنم از تو مغزم. +چرا؟ چون همیشه حقیقت‌هارو برات اکو می‌کنم تا به خودت بیای؟ -چون من حالم از حقیقت بهم می‌خوره و فراری‌ام ولی تو منو زنجیر می‌کنی بهش.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آنیونگ...🎐 قضیه ازین قراره که سنجاقك و کتابخانه‌ی امیلیا تصمیم گرفتن تقدیمی بدن! خب شما کافیه این‌پیام رو تویِ چنلای نازتون فوروارد کنین و تویِ هردو چنل جوین باشین 🍜؛ تا هستی بهتون بگه اگه یه شخصیت توی کیدراما بودید اون کی بود و یه خاطره‌ی کوچیک براتون بنویسه ؛ امیلیا هم طبق وایبتون براتون ازین عکسای ترند با هوش‌مصنوعی درست کنه🥢. صبور باشین و تا تقدیمی‌تون ارسال نشده پیام رو از تویِ چنلای قشنگتون پاک نکنین𓍯 🧺 Tag? @Ha09sti