پروژه همچنان رو هواست. ولی خب خیلی بهتر از قبله. هر روز بهش یهسری میزنم. نگاهش میکنم و اینجوریام که: "چیشد که انقدر راحت ازت گذشتم؟".
من الان واقعا به اخمهات احتیاج دارم لعنتی. به حضور ناگهانیت تو اتاقم و گفتن جملهی "حواسم بهت هستا، خسته نشو".
هدایت شده از ⋆قَهوِهخُونِهمُوسیُوجِفِرسُون؛
دوستان، فردا سالگرد عزیزترینمه.
میشه اگر این پیام رو میبینید یه فاتحه یا حتی یه صلوات براشون بفرستید؟ مچکرم.
اگر فوروارد کردید هم که چه بهتر.
-آیون.
عـطرنـعـنــٰــاع
دوستان، فردا سالگرد عزیزترینمه. میشه اگر این پیام رو میبینید یه فاتحه یا حتی یه صلوات براشون بفرستید
من میترسم از روزی که قراره بابت سالگردت بیام پیشت.
من میترسم بابا. منه لعنتی بدون تو، نمیتونم تو این دنیای فاکی زندگی کنم. کاش میفهمیدی منو و انقدر زود نمیرفتی.
من از اعماق وجودم دلم میخواد خودم رو جمع کنم. حالم از شرایط الان بهم میخوره. از خودم و تلاشی که نمیکنم.
ولی شاید دو سه روز همهچی به اصطلاح "خوب" پیش بره اما یهو به خودم میام و میبینم که ساعتهاست به یهگوشه خیره شدم و دارم آب میشم تو غم ِنبودنت.