🔹 #گزارش درس غرب شناسی
🔹استاد سید مجتبی امین جواهری
🔹جلسه بیست و چهارم
🔹عنوان:معرفی کتاب کانت (نزاع دانشکدهها)
✍محمد محسن دهنوی
بحث در مورد قرن ۱۶ و ۱۷ و ضعیف شدن کلیسا بود و اینکه مرجعیت علمی به دست دانشمندان افتاد
جایگاه دانشمندان در قرن ۱۷ بالا رفت.
پس از شکلگیری دانشکدهها دانشکده الهیات، دانشکده ریاضیات، دانشکده طب که همگی زیر مجموعه دانشکده الهیات بودند تصمیم گرفتند که دانشکده فلسفه را از زیر مجموعه الهیات خارج کنند.
در حوزه علمیه هم تا مدت زمانی کتابهای طب ریاضی نجوم و خوانده میشده است.
بحث در مورد قمر در عقرب و تاثیر جاذبه ماه بر دریا جذر و مد.
دانشکده فلسفه به صورت جداگانه تعریف شد عوامل تاریخی و بسترهای فکری موثری را بر این کار نام بردیم.
🔺*تاثیر نگاه کانت و تشدید اومانیسم؟
انسان گرایی که از زمان دکارت مطرح شده بود در زمان کانت نیز در جامعه مطرح بود انسان گرایی در هر حوزهای یک نمود و خروجی پیدا میکند مثلاً در سیاست
انسان گرایی در تضاد با توحید بود.
کانت میگوید: شما با برهان نظم اثبات کردید خدا وجود دارد که جهان را نظم میدهد من میگویم آن خدایی که به خارج نظم میبخشد ذهن تو است ما از بیرون خبر نداریم این ذهن ماست که علیت و معلولیت را میسازد به علت تعاقب زمانی علت و معلول ساختیم در ذهنمان
با این توضیح اینجا خدا فرع بر انسان است.
موجودات مختلفی دیدیم از خارج چیزهایی را درک کردیم و نسبت دادیم به یک موجود که به آن خدا میگوییم فلذا خدا ساخته ذهن ماست همان خدایی که علت عالم است ساخته ذهن ماست.
تصور (شهر کیکی) که مثلاً میخواهیم آن را بپرستیم هر دوی اینها یعنی خدا و شهر کیکی ساخته ذهن ماست.
پروژه زندگی کانت این بود که( بفهمد عقل محدود است و توانایی درک همه چیز را ندارد مگر آنکه شخصی با عقل نامحدود چیزهایی را به ما بفهماند.)
صحبت از رئالیسم افراطی که نمونه آن را علامه طباطبایی میدانند.
صحبت در مورد حرکت اشیا
حرکت استکمالی که با گذر زمان تبدیل قوه به فعل سنجیده میشود.
بوعلی پله زد از فلسفه یونان برای تکمیل فلسفه اسلام و آن را بسیار پیشرفت داد.
🔺مطالعه صفحه ۴۳۳ کتاب سیر حکمت در اروپا
خلاصه جدل برتر (دیالکتیک) در پی اثبات این است که
۱.روان و روح
۲.خدا
۳.جهان
صورتهایی اند که عقل آن را میسازد.
کار عقل وحدت دادن است.
برای مثال نفس: تصوری که هر کس در ذهن خودش دارد و عوارض ذهنش را به آن منتهی میکند
حالا این مسئله که( آیا مسائلی که گفتیم با واقع تطابق دارد یا نه؟ از بحث عقل نظری خارج است)
🚦@Westernstudies
🔹 #گزارش درس غرب شناسی
🔹استاد سیدمجتبی امین جواهری
🔹جلسه بیست و پنجم
🔹 فلسفه اخلاق کانت
✍ تنظیم از: امین حسین مهدیان
🔵علاوه بر کانت دو دانشمند دیگر معرفی شدند به نام های روسو و مونتسکیو
⚫تا الان درمورد حکمت نظری و فلسفه و شناخت عالم در نظر کانت صحبت شد اما این جلسه موضوع بحث مقداری تغییر کرده و درمورد فلسفه اخلاق کانت صحبت میکنیم یعنی اینکه کانت چه دستورالعملی برای یک انسان داشت از حیث اخلاق و عمل
♦حکمت دو قسم است
1️⃣حکمت نظری یعنی هست ها و نیست ها از جنس حقیقت هستند و ملاک آن صدق و کذب است و به آن جهانبینی گفته میشود
2️⃣حکمت عملی یعنی باید ها و نباید ها که از جنس اعتبار است و ملاک آن حسن و قبح است و به آن ایدئولوژی گفته میشود که یک هدفی را دنبال میکند
خود حکمت عملی یا در حیطه فرد است که دستورات فردی است یا در حیطه اجتماع که شامل قوانین اجتماعی میشود
♦یک بحث این است که آیا ایدئولوژی از جهانبینی نشات میگیرد یا خیر.
در کتاب دانش ها و ارزش ها که برای اقای سروش است ذکر شده که برداشت ایدئولوژی ربطی به جهانبینی ندارد
اما متفکرین اسلامی مثل شهید مطهری معتقدند که ایدئولوژی برگرفته از جهانبینی است
⚫باتوجه به توضیحات داده شده احکام شرعی و ایضا موضوعات احکام اعتباری هستند مثلا خونی ک در شریعت حکم روی آن رفته خون حقیقی در دنیای واقعی نیست بلکه خونی است که توسط شارع اعتبار شده مثل زمانی که شخصی عین نجاست خون را از بین ببرد. به آن رنگی که از خون باقی مانده حکم نجاست بار نمیکنند چرا که شرعا خون نیست اما از دید دقیق فلسفی این همچنان خون است چون رنگ از اعراض است و نمیشود بدون جوهر موجود شود. پس این ماده از دید دقیق فلسفی خون است اما از دید شریعت خون نیست
♦پس سوال اساسی این است که چه رابطه ای بین حقیقت و اعتبار وجود دارد
مطمئن ترین راه رسیدن به واقع قیاس است اما ما نمیتوانیم از مشهورات یا همان اعتباریات در مقدمه قیاس استفاده کنیم و نتیجه اعتباری و باید و نباید بگیریم زیرا که درقیاس حد وسطی داریم که معلول اصغر(موضوع صغری) و علت اکبر(محمول کبری) است و در نتیجه این حد وسط حذف میشود و بین اصغر و اکبر رابطه علیت برقرار میکند
پس چون اعتبارات علیت را نمیرسانند نمیتوان از آنها در مقدمه قیاس استفاده کرد
بنابراین ما نمیتوانیم با قیاس باید و نباید تولید کنیم
🔰سوال اینجاست که پس با چه راهی میتوان باید و نباید تولید کرد؟
در همین زمینه کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم جلد دوم صفحه 167 به عنوان مرجع معرفی شد
🔵برای مثال ژان ژاک روسو ک نامش در ابتدای این جلسه برده شد نظرش انسان طبیعی است یعنی ما باید به طبیعت انسان نگاه کنیم و از آن باید و نباید ها را برداشت کرد
در جلسات آینده ایده ی کانت برای رسیدن به باید ها و نباید ها که تکلیف گرایی است بیان خواهد شد
🚦@Westernstudies
🔹 #گزارش درس غرب شناسی
🔹استاد سیدمجتبی امین جواهری
🔹جلسه بیست و ششم
🔹 روش تولید حکمت عملی
✍ تنظیم از: مصطفی جعفرزاده
🔺 مقدمه بحث:
فیلسوف در مغرب هنگام بحث از قرون وسطی اولین کاری که انجام میدهد این است که موضع خودش را نسبت به فلسفه اسکولاستیک بیان میکند.
سپس وارد ماجرای حکمت عملی شده و شروع میکند به بیان کردن یک دانش برای عمل.
❓ ملاک فعل اخلاقی چیست؟
❓آیا انسان اختیار و آزادی دارد؟
تا چه حد؟
❓جایگاه وجدان کجاست؟
👈 حالا این عمل و فعل اگر از فضای فردی خارج شده و داخل در اجتماع شود، میشود اقتصاد، سیاست، حکومت
🔸 در فضای اسلامی حکمت نظری و عملی با هم پیوند دارند:
فقه ما حجیت دارد چونکه انسان کامل آن را عرضه کردهاست.
فلسفه حقوق و اخلاق ما بازگشتش به انسان کامل است.
رابطه رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ولایت ایشان و ائمه علیهم السلام و دین اینگونه است که
او میتواند ایدئولوژی دین را بگوید چون او عقل کل است و میتواند برای سعادت انسان باید و نباید جعل کند
نکته: البته ارتباط داشتن ایدیولوژی و جهانبینی به معنای این نیست که ما میتوانیم باید نباید جعل کنیم، ما نمیتوانیم تولید کنیم
و فقط انسان کامل است که میتواند بازگشت ایدئولوژی به جهانبینی را تولید کند. کسی را میخواهیم که واقعیت را با تمام شئونش بشناسد.
🔴 اختلاف نظر بین متفکرین اسلامی
1⃣ ایده علامه مصباح:
من هم اگر بتوانم قیود خفیه را درک کنم، میتوانم باید نباید تولید کنم.
ما اینکه جز تطابق آراء عقلاء حقیقتی وجود ندارد را قبول نداریم بلکه حقیقتی در عالم است که با زبان اعتبار بیان میشود.
اعتبار دینی توضیح حقیقت عالم است با زبان اعتبار.
اعتبار دینی در واقع بیان حقیقت عالم به زبان اعتبار است.
خروجی این نگاه
اگر میخواهی علوم انسانی اسلامی داشته باشی فلسفه را گسترش بده
اگر میخواهی احکام اجتماعی را بدانی با برهان بشناس تا بتوانی باید تولید کنی
یکی از جریانهای فعلی قم در تولید علوم اسلامی جریان فیلسوف هاست.
⁉️ اشکال باید رو نمیشه در مواد قیاس گذاشت چون از مشهورات است و از یقینیات نیست.
جواب این باید، نیست ظاهرش باید است، در واقع همان هست ها ست.
مثل اینکه میگوئیم باید برای تهیه نمک، کار و سدیم را با هم ترکیب کرد که در واقع این از هست هاست که به صورت باید مطرح شده.
👈 بنابراین طبق این نظر فلسفه اسلامی باید با روش برهان، فلسفههای مضاف را در حوزههای متفاوت تولید کند. بعد با همان روش برهان مارا به باید هایی برساند که فرد یا جامعه باید به آن عمل کند.
اگر نخواهیم این کار را انجام دهیم باید با تجربه جلو برویم که این میشود نظریه غربیها
2⃣ راه دوم: راه غربیها
برهان جواب نمیدهد، ما اصلا نمیتوانیم حقیقت عالم را بفهمیم. عقل ما فقط محدود به حواس هست و برهان آوردن در حواس بی معناست، پس راه اصلی استفاده از تجربه است.
اگر دنبال نظم هستی
راه پیشنهادی خود را تست کن اگر جواب داد ما بر روی هشت میلیون آدم پیادهاش میکنیم.
🔰 علم در غرب دو قسمت دارد:
۱_نالج: دانشهای غیر تجربی مثل الهیات، ریاضیات، فلسفه
۲_ساینس: علوم تجربی مثل پزشکی و...
ذات علوم اسلامی در غرب جنس ساینس دارد.
با تعریف آیت الله مصباح علوم اسلامی دارد به نالج تبدیل میشود.
به همین خاطر علوم انسانی اسلامی یک تناقض است برای آن ها زیرا
علوم انسانی که ساینس است و شما در آزمایشگاه مشخص میکنید که چه باشد.
پس اسلامیاش دیگر چیست؟
شما از توحید که نمیتوانید علوم اجتماعی تولید کنی.
⁉️ اشکال: تجربه نمیتواند به ما قانون کلی بدهد اگر یک چیزی ۵۰۰ بار هم جواب داد بار بعدی نمیتوانی بگویی حتما جواب میدهد.
از این رو آن ها بیخیال علم یقینی میشوند.
3⃣ نظریه سوم:
علامه طباطبایی، آیت الله شهید مطهری و مرحوم امام خمینی رحمهم الله
علوم انسانی امتداد فقه است. فلسفه توان تولید گزاره اعتباری را ندارد.
بنابراین ما باید با توسعه فقهمان به مسائل جدید، حکم و نسخه شرعی را استنباط کنیم
به همین خاطر موضوع شناسی اهمیت پیدا میکند.
✔️ حالا میخواهیم بگوئیم در غرب چگونه دانشهای اجتماعی و حکمت عملی را تولید کردند.
🚦@Westernstudies
🔹#گزارش غرب شناسی دوره ها و مکاتب
🔹استاد سید مجتبی امین جواهری
🔹جلسه بیست وهفتم
🔹عنوان: حکمت عملی کانتی
✍🏻 حسن احمدی منش
🔹مطالب مهم جلسه قبل:
گفته شد، متفکرینی که در کل تاریخ ظهور می نمایند دارای دو جنبه می باشند:
الف، جنبه و حکمت نظری
ب، جنبه عملی و حکمت عملی
در اینباره سه نظر مطرح بود که در جلسه قبل تفصیل آن گذشت و مطلب مهمی که نیاز است بدان اشاره شود درباره نظر علامه طباطبایی می باشد.
برخی به ایشان اشکال نموده اند که نظریه شما مانند نظریه راسل می باشد.
جواب اجمالی: نظر علامه، اعتبار ولی و شارع، می باشد، بخلاف نظریه راسل که با آراء عقلا عوض می شود.
🔸آدرس ها: کتاب سیر حکمت در اروپا/ صفحه 436
🔸در تعیین خوب بودن عمل دو نظریه وجود دارد:
الف، فیلسوفان: خوشی و کمال نوع بشر وابسته به آن است.
ب، اربابان دیانت: آن چیز دارای حُسن است که خداوند انسان را به آن مکلف کرده.
ج، نظر کانت: من عمل به تکلیف را بعنوان اصل مسلم قبول دارم، لکن چون من، خدا را با قوه فاهمه خود ساختم، پس قوه فاهمه مرا مکلف می کند.
طبق نظر کانت، دعوت کننده عمل به تکلیف، (عقل انسان) است. به عبارت دیگر، عقل انسان قانونگذار و شارع می باشد.
🔸دیدگاه کانت درباره ملاک فعل اخلاقی: باید تنها غرض، (دعوت عمل به تکلیف) باشد، وباید خلاف طبع و علاقه انسان باشد. اینجاست که جوهرهی لیبرالسیم شکل می گیرد.
🔸جوهره لیبرالیسم کلاسیک: احترام به عقل!
🔸تفاوت میان انسان و حیوان طبق نظر کانت: انسان دارای یکسری لذت های مادی و غرائزی می باشد و در این مرحله با حیوان یکی است، لکن انسان دارای یک قوه متمایز کننده وی از حیوان است و آن قوه (عقل) است. اگر عقلی نبود انسان، کاملا منفعل می گشت ولی این عقل است که انسان را صاحب اختیار می کند. زیرا این تکلیفی که انسان به آن موظف است، دعوت عقل می باشد و به همین علت جبر نمی باشد. مفهوم آزادی کانت در اینجا شکل می گیرد، به این بیان: افراد آزاد عقل دارند و تابع آن افعالشان را انجام می دهند.
🔸کار اخلاقی از نظر کانت: کار اخلاقی یعنی، تنها غرض در انجام آن کار باید عمل به تکلیف باشد. چه آن عمل موافق غریزه انسان باشد و چه مخالف با آن باشد.
🔸درادامه کلمه (لیبرال) ترجمه شد: لیبرال بمعنای اباحه گری و مباح بودن است، به این بیان:
کسی غیر از عقل من نمی تواند بر من حکم نماید.
نکته: قسمت عمده ای از لیبرالیسم، متوقف بر اثبات این مطلب است،که انسان محور عالم است. و زحمت اثبات این مطلب را برای لیبرالیسم، کانت کشید.
🚦@Westernstudies
🔹#گزارش درس غرب شناسی
🔹استاد سیدمجتبی امین جواهری
🔹جلسه بیست و هشتم
🔹 مقدمه ای برای مطالعه ی حکمت عملی و عقل عملی کانت
✍️تنظیم از: سید مهدی شاهمیری
🔸باید قبل از آنکه وارد مطالعه ی حکمت عملی و عقل عملی کانت شویم توضیحی در مورد لیبرالیسم بیان شود:
🔻اینطور نیست که #لیبرالیسم از کانت شروع شود. این یک مفهوم است که در معنای اولیه در توضیح مسائل سیاسی اجتماعی و مخصوصا اقتصاد ، جامعه برابر و آزادی فردی بوجود آمده و به خصوص تحت تأثیر فضای پروتستان بود و کم کم در لیبرالیسم نوین تبدیل میشود به مالکیت خصوصی که پدر آن #جان _لاک است.
🔻در جلسه قبل در مورد حاکمیت عقل گفتیم که در واقع یک لایه ی فلسفی برای آزادی بیان کردیم . مسأله این است که با توجه به اینکه «آیا علت ایجاد فلسفه ها شرایط سیاسی و اجتماعی است یا برعکس؟» میخواهیم ببینیم با توجه به اینکه در ذات اندیشه کانت یک عقلانیتی هست که یک شرافتی برای انسان به ارمغان میاورد که خودش آمر خودش باشد و آزاد است چون خودش امر و نهی میکند؛ حالا اگر من خودم تصمیم گرفتم کاری کنم با اینکه از طرف خودم مورد امر واقع شده ام، آزاد هستم؟ در جواب میگوییم: بله ! آزادم.
🔻کانت میگوید عقل یک باید کلان ساخت و چون ما به دعوت عقل عمل میکنیم ما آزاد هستیم اصلا قبل از اینکه کانت اینهارا بیان کند، جامعه ی اروپایی دارد از تسلط کلیسا خارج میشود و یک مذهب بازتری به نام پروتستان آمده و سیستم ارباب رعیتی (#فئودالیسم) دارد کنار میرود و انسان ها دارند مالکیت به دست میاورند و مسأله #مالکیت_خصوصی در حال جدی شدن است.
❔سؤال: آیا این مالکیت خصوصی در مقابل نظریه کمونیست هاست که میگویند کل اموال برای دولت است؟
جواب:
🔸آن ماجرا چون هنوز دوگانه #ماتریالیسم و لیبرالیسم مدرن شکل نگرفته هنوز بوجود نیامده. اول لیبرالیسم میاید #فرد_گرایی را نهادینه میکند و بعد مقابل آن روح جمعی به صورت آنتی تز برای فردگرایی وارد کار میشود. خود #کمونیسم و #سوسیالیسم یک مفهوم مدرن است که نمیتوان آن را مساوی مفهوم ارباب رعیتی بگذارید چون آنجا ما چیزی به نام دولت نداریم. در فئودالیسم در مقابل فرد، سیستم ارباب رعیتی است اما در اینجا وقتی میگوییم فرد، در مقابلش #دولت است.
🔻الان اسلام میگوید هرکس بتواند زمینی را احیا کند، زمین برای خودش است. اما الان دولت اجازه همچین کاری را نمیدهد. دولت میگوید من نماینده همه مردم هستم و این زمین ها برای دولت است و دولت برای مردم است پس این زمین ها برای همه ی مردم است و فرد نمیتواند در آنها دست ببرد.
سوالی که پیش میاید این است که آیا ما در عالم، مالکی به نام جامعه داریم؟
مفهوم دولت و ملت، یک مفهوم مدرن است که در زمان رضا شاه به ایران وارد شد و این سؤالها برای بعد از به وجود آمدن دولت است.
🚦 @Westernstudies
🔷 #گزارش درس غرب شناسی
🔷استاد سید مجتبی امین جواهری
🔷جلسه بیست و نهم
🔷هگل و نظریه تکامل
✍تنظیم از: محمدمحسن دهنوی
پس از معرفی کانت توضیحات راجع به نگاه سیاسی و اجتماعی متفکرین ارائه شد.
آزادی، خودمحوری و بعضاً ریشهاش را توضیح دادیم.
جهت آشنایی با مکاتب به سراغ هگل میرویم؛
ما نسبت به این افراد مدعی نیستیم به خلاف ملاصدرا که مدعی بود.
🔅طرح کلی اندیشه هگل:
چون بازگشت مکاتب غربی اخیر به اندیشه هگل است از آن بحث میکنیم، فلسفه هگل را باز نمیکنیم یکی از دلایل این کار پیچیدگی آن است.
🔆شهید مطهری در نقد اندیشه غرب هگل:
روی ایده هگل مانور نمیدهیم ولی آثاری که هگل بر جای گذاشت را مرور میکنیم.
❇️هگل
مقدمه اول) ذهن و عین دو اثر از وجود است.
یک شیء در ذهن، یک اثر ذهنی و یک اثر عینی دارد.
ذهن و عین دو خوانش از حقیقتند ما به ایده مطلق میرسیم.
مقدمه دوم) روش هگل دیالکتیک است که بازگشتش به هراکلیتوس است.
❇️دیالکتیک چیست؟
دیالکتیک از ضرب دو متناقض و تولید سنتز جدید میباشد.
تمام شناخت ما و حقیقت عالم نشانه سیر است.
تز (ایده) × آنتی تز = سنتز (حاصل ترکیب تز و آنتی تز)
مثال:
(وجود) داشتن چیست؟
در ذهن هیچ چیز نمیآید، هگل میگوید: وجود همان عدم است.
وجود (تز) عدم (آنتی تز) = تکامل یا شدن (سنتز)
واقعیت چیزی غیر تکامل نیست.
تکامل تز قرار میگیرد برای آنتی تز دیگری و این روند ادامه دارد.
نظریه تکامل)
اولین نتیجه روش هگل این میباشد که هیچ چیز ثابتی نداریم.
🔆شهید مطهری میگوید: هگل دو جریان به جای میگذارد
۱.ایده آلیسم: هگلی های کهن - دست راستیها - معناگرایان
۲.ماتریالیسم: هگلی های جوان - دست چپیها - ماده گرایان
ماتریالیسم دیالکتیک
هر کدام از این دو شاخه امتداد سیاسی و اجتماعی دارند.
کتاب مقدمه بر جهانبینی اسلامی جلد ۲ جهان بینی توحیدی صفحه ۴۴ توضیح رئالیسم
ماتریالیسم و ایده آلیسم در حال توضیح یگانگی در انسانند.
🚦@Westernstudies