چرا هرروزی که فکر میکنی روز خوبیه و قرار نیست چیزی ناراحتت کنه خدا میزنه تو ذوقت؟
خدا واقعا چیز جالبی میبینی تو زندگی من که همون روزیم که دلمون خوشه میزنی تو پر آدم ؟
شاید افرادی که مدام سناریو های ترسناک و دردناک برای خودشون تصور میکنن مثل تصادف. یه عمل مهم. و ...، میخوان این اتفاق بیوفته براشون تا بفهمن تا چه اندازه برای یه شخص مهم زندگیشون مهم هستن تا واکنش طرف رو توی اون موقعیت ببینن . چون کسایی که از ته دل دوستت داشته باشن توی شرایط بد زندگیت به بهترین شکل توی طول رابطه باهات رفتار میکنن. شاید اینجور افراد میخوان اونروی آدم مهم زندگیشونو ببینن و بفهمن چه شکلیه چه حسیه ری اکشنشون رفتاراشون حرفاشون.
شاید تجربه نکردن تا حالا و دلشون میخواد اون احساس قشنگ رو یبار اون آدم بهشون هدیه بده. آدمی که بیشتر وقت ها ایگنورشون کرده و اینجور افراد رو تشنه یه توجه و محبت نگه داشته.
بغض راه گلویش را بسته بود.
شاید باید آرام میگرفت در این آشوب احساسات ناشناختهاش. شاید باید میرفت و غرق میشد در دریای ذهن خویش و ماهی های قرمزش جلایی میشدند بر زخم های روحش. شاید شروعی لازم بود برای پایان ترانه محزون و شاید پیانیست وجودش باید ملودی نو میساخت تا افکار مزاحم گم شود در لابهلای کلید های پیانو . شاید انسانی لازم بود تا جرعهای همدردی و شنیده شدن و فهمیده شدن بشورد و ببرد بغض هایی از جنس درد ، رهایی ، تلخی ، نادیده گرفته شدن...
-نگار
خوب یادمه یه روز یه نفر توی مدرسه بهم گفت : اون داره ازت سوءاستفاده عاطفی میکنه. و من خندیدم و گفتم اشتباه فکر میکنی و ازش رد شدم.
و حالا. نمیدونم اون آدم واقعا از چه دیدی نگاه کرده بود و چجوری به این جمله پی برده بود و چه چیزی واقعا دیده بود تو رفتارای من احساسای من نوشته های من ولی الان دارم کم کم میفهمم که شاید حرفش درست بوده ...
به هر حال ازت ممنونم بابت اون حرف
اگر از اون دسته آدم هایی هستید که سعی دارید به همه کمک کنید،
دارید تلاش میکنید بخشی از وجودتون که همیشه نیاز به کمک داشته رو درمان کنید ...