میدونید دوری دلیلای زیادی داره
میتونه یه ضربه عمیق باشه که تورو بخاطر ترس از گرفتن اون حس بدِ دوباره دور میکنه از اون آدم
میتونه بخاطر ترس از قضاوت یا تمسخر یا نظر دیگران باشه اینکه اون طرف پیش شما احساس امنیت نکرده چون هربار که از یه موضوعی یا حالا کلا هر چیزی حرف زده، ازتون حس خوبی نگرفته یا شنیده نشده یا مورد احترام و ارزش واقع نشده
نزارید آدما ازتون این حسو بگیرن سعی کنید آدمای امنی باشید یکم خودخواه بودن خوبه ولی در این حد که یه آدمیو از خودتون به مدت یه عمر دور کنید چون یه روزی تو یه ساعتی دقیقه ای ثانیه ای فقط با یه جمله ازتون عمیق ترین آسیبو دیده، واقعا چیز خوبی نیست. هیچوقت نمیتونید جبران کنید اون اضطرابی که طرف تو حضور شما میگیره و ترس از حرف زدن درباره خودش پیدا میکنه. نزارید از چشم آدما بیوفتید
کسی که از چشم افتاد دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه
سردرگم، مثل شب قبل مسافرت
گیج، مثل اولین سرگیجه
بهت زده، مثل آخرین صفحه کتاب
غمگین، مثل آخرین نت ملودی
بیحس، مثل هوای ابر قبل بارون
ناامید، مثل ساعتِ خوابیده
رومخ، مثل چک چکِ شیر آب
خشمگین، مثل تازیانهٔ باد به شاخه درخت
ولی زیبا، مثل خندهٔ مادر
اشکهای او با روح من زندگی موازی دارد.
ادامه بده، بساز و بسوز
اشکهای او با روح من زندگی موازی دارد.
بنتون جیمز کسلر
وقتی خاطرهای مدام در ذهنت تداعی شد.
هر قدر هم تیز و تیره و تار
نشانهای برای راهنماییات تداعی شد
برای هدایتگر تو در سختی ها
هر قدر هم ضعیف و خسته بودی و باز تداعی شد
من همیشه کنارت خواهم بود
کنار تو، برای تو وقتی ناراحت و غمگینی
بنتون جیمز کسلر