سردرگم، مثل شب قبل مسافرت
گیج، مثل اولین سرگیجه
بهت زده، مثل آخرین صفحه کتاب
غمگین، مثل آخرین نت ملودی
بیحس، مثل هوای ابر قبل بارون
ناامید، مثل ساعتِ خوابیده
رومخ، مثل چک چکِ شیر آب
خشمگین، مثل تازیانهٔ باد به شاخه درخت
ولی زیبا، مثل خندهٔ مادر
اشکهای او با روح من زندگی موازی دارد.
ادامه بده، بساز و بسوز
اشکهای او با روح من زندگی موازی دارد.
بنتون جیمز کسلر
وقتی خاطرهای مدام در ذهنت تداعی شد.
هر قدر هم تیز و تیره و تار
نشانهای برای راهنماییات تداعی شد
برای هدایتگر تو در سختی ها
هر قدر هم ضعیف و خسته بودی و باز تداعی شد
من همیشه کنارت خواهم بود
کنار تو، برای تو وقتی ناراحت و غمگینی
بنتون جیمز کسلر