eitaa logo
بآمن بمان
159 دنبال‌کننده
138 عکس
202 ویدیو
1 فایل
مست رویاے تو بودم کـہ مرا خواب ربود تا در آیینـہ ے چشمان‌ِتو بیـدار شــدم
مشاهده در ایتا
دانلود
"در نهایت آنها برده ی تاریکی بودند... رنگ روحشان را در ازای گرفتن قدرت به او میفروختند، سیاهی همانند یک مرکز مغناطیسی روح بود که از روشنی روحشان تغذیه میکرد و در ازا رنگ تیره ی خود را همچو سایه ای بر زندگی ان ها پهن میکرد و آنهارا نیز همرنگ خود میکرد، و در نهایت با گذر زمان نیز بیشتر و بیشتر قدرت میگیرفتند و سنگین تر میشدند همراه با روحی سیاه...!" عالی:))) مرسی که برامون مینویسی گل دختر
تایم
_✯_
باشه ولی من هنوزم شبا با بوی تَن و بغلت خوابم می‌بره:)
بی‌خوابی
چرا حال هیچی نیست
تایم
تایم
بغض راه گلویش را بسته بود. شاید باید آرام میگرفت در این آشوب احساسات ناشناخته‌اش. شاید باید میرفت و غرق میشد در دریای ذهن خویش و ماهی های قرمزش جلایی میشدند بر زخم های روحش. شاید شروعی لازم بود برای پایان ترانه محزون و شاید پیانیست وجودش باید ملودی نو میساخت تا افکار مزاحم گم شود در لابه‌لای کلید های پیانو . شاید انسانی لازم بود تا جرعه‌ای همدردی و شنیده شدن و فهمیده شدن بشورد و ببرد بغض هایی از جنس درد ، رهایی ، تلخی ، نادیده گرفته شدن... -نگار
دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدم نقشی به یادِ خَطِّ تو بر آب می‌زدم ابرویِ یار در نظر و خرقه سوخته جامی به یادِ گوشهٔ محراب می‌زدم «حافظ»
فراموش کن چه حسی داشتی و به یاد بیار لایق چه چیز هایی هستی