eitaa logo
بآمن بمان
159 دنبال‌کننده
138 عکس
202 ویدیو
1 فایل
مست رویاے تو بودم کـہ مرا خواب ربود تا در آیینـہ ے چشمان‌ِتو بیـدار شــدم
مشاهده در ایتا
دانلود
چرا حال هیچی نیست
تایم
تایم
بغض راه گلویش را بسته بود. شاید باید آرام میگرفت در این آشوب احساسات ناشناخته‌اش. شاید باید میرفت و غرق میشد در دریای ذهن خویش و ماهی های قرمزش جلایی میشدند بر زخم های روحش. شاید شروعی لازم بود برای پایان ترانه محزون و شاید پیانیست وجودش باید ملودی نو میساخت تا افکار مزاحم گم شود در لابه‌لای کلید های پیانو . شاید انسانی لازم بود تا جرعه‌ای همدردی و شنیده شدن و فهمیده شدن بشورد و ببرد بغض هایی از جنس درد ، رهایی ، تلخی ، نادیده گرفته شدن... -نگار
دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدم نقشی به یادِ خَطِّ تو بر آب می‌زدم ابرویِ یار در نظر و خرقه سوخته جامی به یادِ گوشهٔ محراب می‌زدم «حافظ»
فراموش کن چه حسی داشتی و به یاد بیار لایق چه چیز هایی هستی
تایم
_✯_
Me:
تایم