eitaa logo
بآمن بمان
154 دنبال‌کننده
140 عکس
203 ویدیو
1 فایل
مست رویاے تو بودم کـہ مرا خواب ربود تا در آیینـہ ے چشمان‌ِتو بیـدار شــدم
مشاهده در ایتا
دانلود
در آن روز، من در برابر طوفان خشمشان ایستادم و شاهد غرّش مهیب افکار پوسیده‌شان بودم. هیاهو می‌کردند، فریاد می‌زدند که: 'تو دختری! نباید اینگونه بخندی! صدای قهقهه‌ات، نجابتت را خدشه‌دار می‌کند!' گویی خنده زن، واژه‌ای ممنوعه در لغت‌نامه جامعه بود. اما من، در آن لحظه، نه تنها نلرزیدم، که قد علم کردم. قامت ایستادم و با صلابتی که از عمق وجودم برمی‌خاست، پاسخ دادم: 'آیا خنده، این فوران ناب شادی، گناه است؟ مگر نه اینکه روح انسان با خنده جان می‌گیرد؟ من می‌خواهم بخندم، قهقهه بزنم، آنچنان که انعکاس شادی‌ام در پهنه گیتی بپیچد و سکوت تحمیلی را در هم بشکند. اگر کسی با شنیدن نغمه شادمانی من، اسیر وسوسه‌ای پلشت شود، این ضعف و تباهی اوست، نه گناه من! مسئولیت نگاه بیمارگونه‌اش با خود اوست.' اکنون، ای ایستادگان در برابر آفتاب، این زنجیرهای آهنین افکار پوسیده و زنگار گرفته را از دست و پای اندیشه‌تان بگسلید! پرده‌های غبار گرفته تعصب را کنار زنید و جهان را با چشمانی بینا و قلبی گشوده نظاره کنید. جهانی را ببینید که در آن، دختران نه تنها همپای پسران، که پیشگامان حماسه‌اند، معماران تمدن، و پرچمداران نوآوری. جایی که صدایشان نه تنها شنیده می‌شود، که سرآغاز تحول است. من دختر هستم. و این، نه یک محدودیت، که اوج افتخار من است. من با بال‌هایی از جنس آتش، نه آتش سوزاننده، که آتش روشنایی‌بخش و گرماآفرین، به سوی افق‌های دست‌نیافتنی پرواز می‌کنم. شعله‌های اراده‌ام تاریکی جهل را می‌درد و هیچ سایه تردیدی، هیچ حصار منطقی، هیچ مانع زمینی و آسمانی، جلودار پرواز بی‌انتهای من نخواهد شد. من به سوی فراتر پرواز می‌کنم، چرا که آسمان، تنها ابتدای راه است. به دوستمون چی نوشته!💕 استعداد زیاد داریما😎
امشب حرفای زیادی هست که تو دلم گیر کرده و باید بیاد بیرون ...
منتظر نوشته های چرت و پرت نگار خانوم باشید🗿
هجوم افکار و خاطره های بدِ یه اتفاق خاص، قابلیت اینو داره که تورو از اون آدم قوی که سعی میکرد تموم اون اتفاقات یادش بره و نادیدشون بگیره تو ذهنش و فراموششون کنه تبدیلت کنه به همون دختر شکست خورده قبل، تبدیل بشه به گریه ، بشه حال بد ، بشه نشخوار فکری ، بشه یاد آوری روزای وحشتناک که با زجه های بی صدا ازشون عبور کردی‌. حالا دو ماه گذشته و بعضی شبا انگار اون زخم ها سر باز میکنن و من مثل همون روزها دلم میخواد یکی بود که مرهم میذاشت روی زخم هام بدون اینکه زخم دیگه ای اضافه کنه. درکم کنه بدون اینکه قضاوتم کنه. حقو به من بده بدون اینکه ازم توضیح بخواد ...
بعضی وقتا دلم میخواد بگم کی بود که بدون دعوا منو بغل گرفت. کی بود که من استرس نگیرم از گفتن واقعیت بهش. کی بود که بگه من میدونم چقدر سخت بود. کی بود که وقتی التماس میکردم باور کنن حرفامو به جای فریاد بزاره تو بغلش اشک بریزم و حس امنیت روانی رو تجربه کنم.
من حتی تو مزخرف ترین و فجیع ترین شرایطم نگران احساسات بقیه‌ام و قسمت خوبش اینجاس وقتی نیاز داری یکی نگران احساس تو باشه همه سرت خراب میشنو تو میشکنی و همون یکی یه جایی پشت سایه ها داره می‌خنده
گریه فوران احساسات ناشناخته اعماق وجود است .
هدایت شده از 𝑵𝒂𝒃𝒛-𝒆 𝑲𝒉𝒂𝒎𝒐𝒔𝒉
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرف ما رو این آهنگ انگاری میزنه :🦋🫂
بیش از حد به جزئیات کم اهمیت، اهمیت میدم و این واقعا آزار دهندست
موسیقی تنها راه فرار است، بی آنکه خانه را ترک کنی..