اونقدر سریع کتاب میخونم و تموم میکنم که خجالت میکشم اعلامکنم اینم تموم شد.
"خدای بزرگ، یک دقیقهی تمام خوشبختی، چرا نباید برای تمام عمر کافی باشد؟"
"دستهای تو سرد و دستهای من چون آتش گرم است، مگر نمیبینی؟ غافلی. آه، گاهی آدم های خوشبخت غیرقابل تحمل میشوند."
درسته که داشتم مسخرهش میکردم ولی واقعا شب های روشن کتاب قشنگی بود.😭