کسی در شهر نمیخندد جز مستها،
که آنها هم زیادی میخندند.
طاعون / آلبرکامو
من دلم میسوزد . برای مردم .
وفرقی نمیکند از چه جنسی باشند .
از چه دینی باشند یا بی دین باشند .
فرقی نمیکند بالای شهر ازان انان باشند
یا پایین شهر
بانان سیر شوند یا پلوی اعیانی بخورند .
باپای راست راه بیوفتند یا پای چپ
نامه اعمالشان دردست راست باشد یاچپ
درمیکده بنوشند یادر مسجد بجوشند
مهم نیست اگر درفصل سرما
به خیابان هاامدند .
یا ثلث سال را پای کار امدند .
اینها همه به پیکار امدند .
مکتب وسربازخانه وخیابان وبیابان ومین
هم فرقی نمیکند .
من دلم میسوزد . برای مردم .
هرکه بین شرق وغرب افتاد .
اینجا درخاورمیانه .
فارغ ازسیاست .ازانسانیت .
من میبینم .اینجا مردم
برای نان ازجان سیر میشوند .
_ویل متهم
قیافهام به درد ختم میخورد.اما
کسی نمرده است
باید برای گریه بهانه ایی پیدا کنم.
ایرج طهماسب