هربارکه هوای رفتن به سرم میزند،میروم درگوشهای تنهامینشینم تااین سودا
ازخیالم بگذرد؛میدانم اگربروم، هرگز
به اینجا بازنخواهم گشت !
مدتیست که مرض خفه خون گرفته ام
واین مرض زمانداراست وعلاجش هم به دار زمان.
میشود گفت تقریب به یک هفته یا یک ماه
وبهتراست بگویم یک سال .
علاج ان شاید یک بعدی باشد . یک قرن
اگربهبود یافتم صد سال بعدی خواهم گفت .
به شرطی که خونم خفه نشده باشد یعنی
اگر بخواهم مختصر شرحی از مضخرفاتم دهم
اینکه اگر رگ قلبم نگرفته باشد
یا مغزم درجریان سیم کشی اتصالی نکرده باشد
و مبدل به ضایعه مغزی نشده باشد
یا چرا اینها !؟ خود را حلق اویز نکرده باشم
هفت تیر را در گلو مهمان نکرده باشم
یابرای هواخوری به پشت باممان نرفته باشم
ویااینکه گاز را به جریان هوا برای تنفس راحت تر هدایت نکرده باشم و یا چرا اینها؟
با ماشین درجاده کنار تریلی به عمد
چند ملقی به قصد پرواز نزده باشم .
-ویل متهم
هدایت شده از بادماراخواهدبرد
لطفا چند سال دیگه بجای این کتابا کتاب با نویسندگی ویلیام در دستانم باشد مرسی ممنون.
میخواهم یواشکی غیب شوم
اگردر جیبت یا زیر برگ های پاییزی که
قراراست بریزند جابازکنی ممنان میشوم .
اگر مرابه عنوان قند درچاییت اب کنی
یا مثل یک شمع تولد هی مرافوت کنی
یامرابه عالم دیگر بسپاری وهپروت کنی
خرسند خواهم شد .
اما جایم را خالی کن
بعدمثل کودکی ها پایت راپرانتزی کن
هرکسی امد اشاره به اسم فلانی کن
واجب اگر شد کمی داد و هواری کن
بگو جای اوست گفته است:
جایم را بگیر و خالی کن _ویل متهم