درخانه صدایی می اید ._ساعت یازده شب است.
مایل به ۲۵.آمد نیامد دارد.دردقیقه ۲۴گیراست_
صدا صدای تلویزیون نیست .رقص ساعت هم .
زوزه سماورنیست .همخوانی یخچال و فریزر پارس خزر هم .تازگی هامهتابی هم که مادرزادی لال بوده به صدا امده وبرای نورافشانی به خود فشار
می اورد .اما ان هم نیست .فارغ از اینها صدایی
دیگرمیشنوم.شبیه جریان گاز درلوله کشی .شاید
صدای غم است .اخر روزها که نیست ،شب ها
می اید و وقتی او را می یابی که گوشت برصدا
های دیگر کرباشد .آه مادرمیپرسی شاید صدای غم توست اما این صدا،صدای غم من نیست
که او جیکش هم درنمی اید .
این غمِ خانه است.شبها اگردقت به خرج دهی وگوشت را با چاقو تیز کنی از ۱۲به بعد میخواند .
_ویل متهم
دراز کشیدم و به شب کویرخیره شدم،به آن
پردهی سیاهی که کشیده بودند روی همه چیز
تاخدا نبیند چه بلایی دارد سرمان می آید.
.عباسمعروفی
امروز روز قشنگی بود از همون روزا که یادم میمونه
جزو همون روزایی شبیه روزای پارسال که
سر زنگ دبیر ادبیات گریه کردم
_چیشد؟چراهمه به ویلیام نگاه کردید ؟
طرفداران ویلیام متهم ردیف اول جهت عکس گرفتن با بنده و گفتگو
فردا به میدان نقش جهان اصفهان مراجعه بفرمایند