پدربزرگ مرد،ازبس که سیگارکشید.
مادربزرگ ساعت زنجیرداراو راکه به جلیقه اش
وصل میشدبه من بخشید،بعدهاکه ساعت
خراب شدساعت سازعکسی به من دادکه درصفحه پشتی ساعت مخفی شده بود ،
دختری که شبیه جوانی مادربزرگ نبود !
پدربزرگ چقدر سیگار میکشید .
بیشترادمهای دنیادیوانه بودند.
آن بخشی هم که دیوانه نبودند،
عصبی بودند.
آن بخش هم که دیوانه یاعصبی
نبودند،احمق بودند.»