هدایت شده از 愛
★๋ ׅ لانا اون نسخۀ واقعی و غمزدۀ همون تصویر ژورنالیه دهۀ 50 - 60 عه که زمانی تو کمد لباسهای قدیمی مادربزرگش گیر کرده بود. لانا با همون پیراهنهای توردار و چینای ظریف؛ با بندهای نازک روی شونه و پارچههای حریری که مثل مِه روی تن میشینن، تصویری از آسیبپذیری شیک خلق میکنه. وقتی با اون آرایش غلیظ Cat-eyes و مژههای مصنوعی بلند و گل بزرگی که به موهای ابریشمیش سنجاق کرده، یک لباس صورتی مخملی میپوشه، به کل دنیا میگه : «من هم بیگناهم و هم میدونم که چقد این دنیا میتونه بیرحم باشه»
این زیباییشناسی یه نوع آنتیتز عه. هر پرتره از لانا، طعم شیرین آبنبات گیلاسی میده که زیر آفتاب کالیفرنیا ذوب، و با شن های ساحل مخلوط شدن؛ طعمی که همزمان شیرین و یکم تلخه. مثل ترانههای غمگینش که از عشق های شکستخورده تو خیابونای تاریک west coast میگه.
زندگی کردن به سبک لانا، مثل بازی کردن تو نقش یه پری غمگینه. یعنی پذیرفتن اینکه میتونی در عین ظرافت، اونقد قدرتمند باشی که تو تنهایی خودت، قصۀ عاشقونههای نافرجام رو به یه اثر هنری شاهکار تبدیل کنی.
همۀ Babydollهایی که تو جهان لانا نفس میکشن، دخترایین که هنوز منتظر یه کادیلاک قدیمین که اونارو به سمت غروب خورشید ببره؛ جایی که تورهای سفیدِ لباسشون با باد میرقصن و موسیقی جاز کلاسیک، روی ضربان قلبشون بوسه میزنه.
همۀ اونها نماد ابدی همون شیرینیِ گزندهان. انرژی ای که ما رو به چیزی که الیزابت وولریج گرنت واقعا هست، پیوند میزنه.
من کی هستم بدون؟ لانا ، کتاب ، ادبیات کلاسیک ، فلسفه ، منطق ، نوشتن ، نجوم ، کت های چرمی ، گل های خشک شده ، پالت سایه زرشکی یا قهویه ، چای ، رنگ قهویه و زرشکی ، هری پاتر ، عطر سیگار و آلبالو ، لندن ، کتابفروشی ، زحل ، ستاره ها ، گربه سیاه ، اون ، وسایل قدیمی ، دوربین ، استری کیدز ، بنگتن بویز ، توت فرنگی ، بیال ، دیس دادن به دوستام ، ارتباط گرفتن با آدم های جدید ، قهقه زدن ، دلقک بازی ، عروسکم ، پرونده جنایی ، الستار ، کیف قرمزم ، ساعت ها حرف زدن راجب فیلم هام ، خانوادم ، کتاب های رمنس ، مانهوا ، جیامام ، کاپل های موره علاقم ، دوست هام ، لیب گلاس ، گردنبندم ، کش توی دستم ، مو های حالت دار ، گیپور سفید ، ایران ، دنیا های خیالیم ، ساعت ها توی سناریو هام زندگی کردن، شعر های فروغ ، گل ارغوان ،رز های قرمز ، چشم های خمار ، تجربی ، جنگل ، موهای قرمز ، عینک ، لیل پیپ ، روسیه، LGBT .