『ᴡɪɴɴɪɴɢ ᴍɪɴᴅ』
خواست بم برسه پیر شد تو راه ᴡɪɴɴɪɴɢ ᴍɪɴᴅ
دشمنم شد بچگی کرد خودشون میدونن من نمیشن
بهت حق میدم که الان با صد نفر باشی،چون جای من هیچوقت با یه نفر پر نمیشه.
ᴡɪɴɴɪɴɢ ᴍɪɴᴅ
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
که قبل اینکه فکر کنه،شروع به حرف زدن کنه:)
ᴡɪɴɴɪɴɢ ᴍɪɴᴅ
من اگه تو رو فراموش کنم دیگه هیچ خاطرهی بدی ندارم که بهش فکر کنم.
ᴡɪɴɴɪɴɢ ᴍɪɴᴅ
یه عوضی داستانو واسه بقیه از جایی تعریف میکنه که تو صبرت تموم شده بود.
ᴡɪɴɴɪɴɢ ᴍɪɴᴅ