وقتی یکی داره با تموم وجودش تورو نصیحت میکنه در حقیقت مخاطبش تو نیستی گذشته تموم شده خودشه.
یکی خاکستر موهاش رو تکونده بود روی احساساتم. فکر میکردم خاموش شده تا این روزا دوباره زیر خاکستر ها داغ شد. حالا احساسات من دوباره تبدیل به آتش شدند. در شبها بین اشکها و لبخندهای من اینقدر شعلهور میشن که فکر میکنم هر لحظه آخرین لحظه است.