و اما نیم شبی من خواهم رفت ، از دنیایی که مال من نیست
از زمینی که مرا بیهوده بدان بسته اند.
رک بگویم از همه رنجیده ام
از غریب و آشنا ترسیده ام
بی خیال سردی آغوشها
من به آغوش خودم چسبیده ام
میشه تنهایی بازی کرد
میشه تنهایی خندید
میشه تنهایی سفر کرد
ولی خیلی سخته تنهایی،
تنهایی رو تحمل کرد