لب پنجره سیگار میکشید، انقدر خسته بود که فراموش کرد بعد از اخرین پک؛سیگارو بندازه پایین نه خودشو:)
من قاصدک فوت کردم ،شمع کیک تولدم رو فوت کردم ،من وقتی ستارهی دنبالهدار دیدم دستامو به هم چسبوندم ،من ساعت جفت دیدم یادش کردم ،من آرزو کردم ،چرا نشد؟!