هدایت شده از دَرمیانِهَیآهو؛
الما که کلاسمونو رو ساحل نوشت و محیا که رو برف نوشت؛)
هدایت شده از کتابخآنهیگربهای؛
روزِ آزمایشگاه زیست🛐🛐🛐
اولین کتواک تو ۹/۳ و صد البته تمامیِ سیکتوریا ویکتیر هامون🛐🛐🛐
جشن سلولی🛐🛐🛐
روزی که کارنامه نوبت اول دادن🛐🛐🛐
اون روز که رو دستامون نقاشی کشیدیم و سیگار پیدا کرد-🛐🛐🛐
اون روز که زنگ عربی جاهامونو عوض کردیم🛐🛐🛐
پوتیتو، تومیتو، نیشکر، کلمپلو، کیوی، توتفرنگی و... 🛐🛐🛐
۱۰۰ سام خانوادهی سمپاد🛐🛐🛐
روزِ آش خوردن و همالی 🛐🛐🛐
چلغوز و مراسماتش🛐🛐🛐
سمپاد core 🛐🛐🛐
دعوا با نهمیا با اینکه اعصاب خورد کن بود ولی بازم🛐🛐🛐
دید زدن مدرسه کناری🛐🛐🛐
یواشکی رفتن به دوره دوم و آبنبات خریدن🛐🛐🛐
غیبتِ شخص s با وانیا و محیا و مهرسا🛐🛐🛐
شیپ کردنِ محیا با اونی که منو مهرسا میدونیم🛐🛐🛐
اون روز شاهکار که با کاپوچینو مست شدم و با محیا و آرام اهنگای ابیو خوندیم🛐🛐
اون روز شاهکار که بارون بود. برقا رفت🛐🛐
اون زنگ دینی که آیلا برامون شیرینی اورد🛐🛐
زنگ شاهکار زیست که خانم رحیمی داشت میگفت که اره با قمر دوستم 🛐🛐
هدایت شده از „ 𝐂𝖺͟𝗅︎𝗅︎𝐢𝗌𝗍𝐚 .
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا ابد به ادمایی که این وایب رو میدن حسادت میکنم⭑ࣶ