هدایت شده از گسترده امید
آموزش انواع غذا های رستورانی😍👇🏼
https://eitaa.com/joinchat/2946041173Cd5a5a496ea
مرغ مجلسی خوشمزه 😍🍗👇🏼
https://eitaa.com/joinchat/2946041173Cd5a5a496ea
کوبیده نرم و آبدار 😍🍢👇🏼
https://eitaa.com/joinchat/2946041173Cd5a5a496ea
قیمه و قرمه سبزی 😍🥘👇🏼
https://eitaa.com/joinchat/2946041173Cd5a5a496ea
هدایت شده از تبلیغات باباگیف♥️
🌯🌮 آموزش 20 مدل پیراشکی سِه سوته و خوشمَزه 😍😍👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2946041173Cd5a5a496ea
کلاسهای مجازی و امتحان حضوری
مثل اینه که تو تلویزیون کشتی ببینی، بعد بری جلوی حسن یزدانی مسابقه بدی
𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀 → @World_comment 🌏
از حق نگذریم بوی بارون از هر بویی خوشایند تره،مخصوصا اولش که میخوره به گرد و غبار روی زمین.
𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀 → @World_comment 🌏
بعضی وقتا هم زنده بیرون اومدن از بعضی شبها خودش پیروزیه.
𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀 → @World_comment 🌏
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
بی ادب تر ازین کانال پیدا نکردم😂
❌یک کانال براتون پیدا کردم #سم_خالص فقط بخند عرررررر😂😂
😹 خواهــش دارم دخترا نیان 👇🏿❌
💦 https://eitaa.com/joinchat/1961885714C35d566fd0f
https://eitaa.com/joinchat/1961885714C35d566fd0f
‼ خنده درحد مرگ اوووف 😂👆👆
💦 منبع سم های روز + 💨وز 🤣
هدایت شده از تبلیغات باباگیف♥️
تفاوت دستشویی رفتن دخترا و پسرا😈😹👇🏿🚷
https://eitaa.com/joinchat/1961885714C35d566fd0f
https://eitaa.com/joinchat/1961885714C35d566fd0f
^
"
وای بیا ببین دخترا چجوری دستشویی میرن👆🏿😂♥️🤡
تنها چیزی که هیچوقت از سطح طنزشکاسته نمیشه و تکراری نمیشه گوزه :))
𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀 → @World_comment 🌏
بیایید شمال، تا مودی بودن واقعی بهار و از نزدیک ببینید
داشتم میرفتم آموزشگاه بارونم میزد، چتر و برداشتم وسطای راه بارون قطع شد آفتاب دراومد، تا نزدیک آموزشگاه شدم یهو سیل اومد، بعد کلاس که اومدم بیرون بارون و آفتاب باهم بود ینی در عین حال که داشتی خیس میشدی آفتاب داشت تو تخم چشت میتابید)))
𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀 → @World_comment 🌏
اگه دختری با فامیلیتون صداتون زد بدونین واقعا عاشقتونه :)))
𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀 → @World_comment 🌏
هدایت شده از گسترده امید
جنازه ای که زنده شد❗️
حاج حسین گنابادی یکی از مردان خدا روایت میکرد که روزی یکی از همکارانم جهت انتقال جنازه ی مردی میان سال راهی روستای زرین دشت شد،من به همراه دوستم حاج محسن شمشکی برای غسل جنازه راهی شدیم... برای غسل آماده شدم بعد از لخت کردن میت و خواباندنش آب را باز کردم و روی سینه اش ریختم، فشار آب بالا بود، برگشتم تا فشار آب رو کم کنم...
که صدای فریاد وحشتناکی همه جای غسالخانه را پر کرد، جرات برگشتن و نگاه کردن را نداشتن، صدایی در گوشم زمزمه میکرد،
گنابادی... گنابادی....!
صدای جیغ چنان مرا ترسانده بود که چیزی متوجه نمی شدم تا اینکه دستی از پشت بر شانه ام نشست...!
ادامه داستان.......👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1202389118C26d30bc2fc