eitaa logo
دانلود
شبیه بغض نوزادی که ساعت‌هاست می‌گرید پر از حرفم کسی اما زبانم را نمی‌فهمد
سکوت‌ و دیگر هیچ.
بارها به مو رسید، و حتی پاره شد. اما من هیچکس رو نداشتم، مجبور بودم، بلند شم و گره بزنم.
عزیزی تو را زمین می‌زند و آنکس که بلند می‌شود دیگر تو نیستی، کسی هستی که هرگز نمی‌خواستی باشی.
و‌ تو مرا فراموش می‌کنی، مثل درختی که شاخه‌ی شکسته‌اش را با جوانه‌ای تازه از یاد می‌برد.
in the back of my mind,you died