و اَمّا سوال اصلی اینجاست؛
که چگونه دلت آمد آن دستایی که روزی برایشان ضعف میکردی را اینگونه رها کنی؟
می فهمم عزیز ِ ساده ی ِ من ، می فهمم . مایل بودی برای همیشه در چشم هایش زندگی کنی ، اما می دانی که ، زندگی حوصله ی این غلط های زیادی را ندارد !
- تو برای همیشه رفتهای و من ..
قسمتی از قلبم تا ابد منتظر بازگشت تو خواهد ماند .
- به شما یادآوری میکنم که ممکن است بزنم زیر گریه یا اشک بریزم . .
اما عیبی ندارد .
حالا زندگی من این است .
- صفحه ۱۸۴
یه مرحله ام هست من آدمارو آن بلاک میکنم، اونا به اشتباه فکر میکنن دنبال ارتباط مجددم.
ولی اون لحظه اونقدی ازشون بیزارم که نمیخوام حتی تو بلک لیستم چشمم به اسمشون بخوره.
من بهت پیام نمیدم
چون احساس میکنم مزاحمم
چون مشخصه دلت نمیخواد باهام حرف بزنی
چون سرد جوابمو میدی
چون میزنی تو ذوقم
چون انقدر دیر جواب میدی حسش میپره
چون من میگم اگه خودش بخواد پیام میده
چون من خسته شدم انقدر پیله کردم رو تو
کاش میفهمیدی اینارو:)