eitaa logo
دانلود
‌من فقط یه نفرو میخواستم که شبیه بقیه نباشه ، چون دنیا پر از بقیه‌س.
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوب است، گریستم تا سبک شوم، به خواب پناه بردم تا از رنج هایم بگریزم، اما بار غم، همچنان بر دوش جانم سنگینی می‌کرد.
آخرش قبول می‌کنیم که بعضی ها برای ما نیستن، مهم نیست چقدر دوستشون داریم یا چقدر براشون تلاش کردیم.
و در نهایت هر چیزی تا یه حدی ارزش جنگیدن داره.
خسته تر از اونم که تو بخوای خودتو گم کنی من دنبالت بگردم.
این قضیه‌ی ونگوگ که می‌گفت غم برای همیشه باقی خواهد ماند، انگار خیلی جِدیه.
درد؟ اون لحظه‌ای که حسادت میکنی و نمیتونی چیزی بگی چون هیچی بینتون نیست.
شادی قبلا از بالا می‌اومد، زیر کتف‌هات رو می‌گرفت و از زمین بلندت می‌کرد. الان فقط گاهی آروم می‌زنه پشتت و وقتی برمی‌گردی نیست.
راجبش دراز کشیدم کف اتاق و به سقف زل زدم.
و اما غم هایی که چشم هایمان را خیس نمی‌کنند، زودتر به استخوان می‌رسند.
سلام بر آنان که در اعماق قلب ما زندگی می‌کنند بی‌آنکه خود چیزی بدانند:)
و در نهایت؛ وای بر این صبرِ بی صدای ما...