#معارف_علوی
🔰 من که جای خود … نبی هم میرود سوی علی …
در روایت آمده است:
💬 روزی جبرئیل بر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نازل شد و عرضه داشت:
📋 يَا أَحْمَدُ إِنَّ اللَّهَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ: قُمْ إِلَى عَلىَّ بْنِ أَبِي طَالِب!
🔻ای احمد! خدای متعال به تو سلام میرساند و میفرماید: «برخیز و به سوی علی بن أبیطالب علیهالسلام برو!»
📋 فَإِنَّ مَثَلَهُ مَثَلُ الكَعْبَةِ يُحَجُّ إِلَيْهَا وَ لَا تَحُجُّ إِلَى أَحَدٍ.
🔻چرا که مَثَل علی علیهالسلام، مَثَل کعبه است که به سوی آن به حج میروند و کعبه به سوی کسی نمیرود.
📚دلائل الإمامة، ص۸۳
📚نوادر المعجزات، ص۱۹۹
✍ اين چرخ به انگشت شما میگردد
خاک قدمت عرش خدا میگردد
والله قسم خانه كعبه هر روز
دور سر ايوان طلا میگردد
شب دست به گيسوى علی میگيرد
خورشيد رخ از روى علی میگيرد
آنقدر زدم سنگ علی بر سينه
سنگ لحدم بوى علی میگيرد
مانند خدای خويش بی همتا بود
روزى خور سفرهاش همه دنيا بود
گويند علی به دست خیبر شكنش
انگشتر "يا فاطمة الزهرا" بود
🕌 https://eitaa.com/YaAtash
یامولای
یا امام علی علیه السلام
ادرکنی 🌹
💐❣💐
🕌 https://eitaa.com/YaAtash
السلام علیک یااباعبدالله ❣
🕌 https://eitaa.com/YaAtash
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﺷﺸﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﺎﺟﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﺟﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﮕﺮ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ، ﮐﻔﺸﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﯿﺎﻣﺪ.
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﻣﺸﻖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ (ﭘﯿﻨﻪ ﺩﻭﺯﯼ، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭ ﻭﺻﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ) میکند.
ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺣﺠﺎﺝ ﻓﻘﻂ ﺣﺞ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
ﮔﻔﺖ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺣﺞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋﺰﻡ ﺣﺞ ﮐﺮﺩﻡ، عیالم ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻮﯼ ﻃﻌﺎﻡ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﻭ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﺑﺴﺘﺎﻥ، ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﮔﻔﺖ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻫﻔﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﺮﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﯾﺪﻡ. ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻃﻌﺎﻡ ﺳﺎﺧﺘﻢ. ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﻝ ﻧﺒﺎﺷﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﻨﯿﺪﻡ ﺁﺗﺸﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﺁﻥ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭهم ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻔﻘﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺞ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ.
📚 ﺗﺬﮐﺮﻩ ﺍﻻﻭﻟﯿﺎ
✍️عطار نيشابوری
✅ https://eitaa.com/YaAtash
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است
▪️ آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است
▪️ راه ما راه حسین و مقصد ما کربلاست
▪️ افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است
🏴 سالروز وفات حضرت زینب کبری سلام الله علیها تسلیت باد. 🖤
🕌 https://eitaa.com/YaAtash
#حضرت_زینب_علیهاالسلام
🩸بیت شعر منسوب به امام زمان «ارواحنافداه» در وصف زینب کبری «سلاماللّهعلیها» ...
مرحوم علامه مُقرّم نقل میکند:
روزی مرحوم شیخ هادی کاشف الغطاء در سوگ حضرت زینب کبری سلاماللّهعلیها اشعاری میسرود و بر روی کاغذ نوشت که:
📋 قَد تَرَكَت عَزيزَها على الثَّرَی
و خَلَّفَتهُ في الهَجيرِ و العَرى
▪️« زینب کبری سلاماللّهعلیها، عزيز خود را بر روي خاک گذارده و زير آفتاب سوزان با بدن برهنه او را راها كرد و رفت».
📋 اِنْ نَظَرتْ لَهَا العُيونُ وَلوَلَت
اَو نَظَرَتْ اِلَى الرُءوسِ اَعوَلَت
▪️«اگر چشمها به آن بدنهای پاک چاکچاک شهیدان بنگرند، فریاد و فغان سر میدهند و چنانچه آن سرهای بریده را نگاه کنند، اشکشان جاری میگردد».
📋 تَوَدُّ أنّ جِسمَها مَقبورٌ
وَ لَا يَرَاها الشَّامتُ الكَفورُ
▪️«زینب کبری سلاماللّهعلیها آرزو مىكرد كه اى كاش مُرده بود و زير خاك پنهان مىشد و دشمن ناسزاگوى ناسپاس، او را نمىديد».
👈 علامه مقرم در مقتل خود مینویسد:
از مرحوم شیخ هادی کاشف الغطاء سراینده اشعار فوق شنیدم که میگفت: بعد از این ابیات بسیار گریستم و فردا صبح هنگامی که میخواستم اشعار فوق را پاکنویس کنم وقتی به آخرین شعر رسیدم که «تَوَدُّ أنّ جِسمَها مَقبورٌ….» دیدم این بیت به دنبالش نوشته شده است:
📋 وَ هِيَ بِأستَارٍ مِنَ الأنوارِ
تَحجُبُها عَن أَعيُنِ النُظَّارِ
▪️«پرده هایی از نور، زینب کبری سلاماللّهعلیها را فرا گرفته بودند، که همان پرده ها مانع نگاه أغیار به او میشد.»
🔻از مشاهده این بیت تعجب کردم و هنگامی بر تعجبم افزوده شد که پس از پاکنویس کردن وقتی به پیش نویس مراجعه کردم، آن شعر را ندیدم و یقین کردم که وجود مقدس حضرت بقية الله الاعظم" ارواحنا له الفداء" چنین چیزی را نوشتهاند.
📚علىٍّ الأكبر علیهالسلام ، مقرم، ص۲۱
✍ شمس حجاب کبریا زینب است
تجلی شرم و حیا زینب است
روح مناجات و دعا زینب است
شان نزول «انّما» زینب است
فاطمه کربوبلا زینب است
دوای درد بی دوا زینب است
ای نفس حضرت ختمی مآب
دختر آسمانی بوتراب
در صدف بحر شرف دُرّناب
روی تو حسرت دل آفتاب
موی تو «شب» ندیده حتی به خواب
مصحف مستور خدا زینب است
پلک بزن شام و سحر خلق کن
چشم بچرخان و قمر خلق کن
حماسه ای بار دگر خلق کن
به بانگ «اُسکتُوا» جگر خلق کن
خطبه بخوان تیغ دو سر خلق کن
آیینه دار مرتضی زینب است
در کف تو «چرخ»، چو دستاس بود
با نفست دهر پر از یاس بود
خاک رهت گوهر و الماس بود
بس که به اکرام تو حسّاس بود
پلّهی منبر تو عباس بود
ستون خیمهٔ سما زینب است
آمده بر جنگ تو غم از اَلَست
کرببلا غم به بلا داد دست
جنگ تو را حق به تماشا نشست
قامت تو قامت غم را شکست
دخت علی را نتوان دست بست
فصل خطاب خطبه ها زینب است
🕌 https://eitaa.com/YaAtash