💐 شادی روح شهدا🌹 درگذشتگان 🌸 پدر و مادر حقیر🌹بفرس فاتحه و بر محمد وآل محمد صلوات
❣🍃اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل الله تعالی فرجه الشریف 🍃❣
✅ https://eitaa.com/YaAtash
شب زیارتی مظلوم کربلاء
زیارت❣عاشورا❣عاشورا❣عاشورا فراموش نکن
خوشا آنان که دائم در بُکاءند
بسان پروانه غرق سوزو آهند
ز دنیا دل بُریدند و دَمادم
خراب روضههای قتلگاهند...
🕌https://eitaa.com/YaAtash
مداحی زینب زینب با صدای استاد مرحوم حاج سلیم مؤذن زاده اردبیلی - مسلمان تی وی.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
🎙مداحی شاهکار #زینب زینب با صدای استاد مرحوم حاج سلیم #مؤذن_زاده اردبیلی
🎶🖤 مداحی ماندگار «زینب، زینب» با صدای استاد مرحوم حاج سلیم مؤذن زاده اردبیلی
🏴فرارسیدن سالروز وفات حضرت زینب کبری سلام الله علیها را به شما عزیزان تسلیت و تعزیت عرض می کنیم.
🕌 https://eitaa.com/YaAtash
📌خروج "فاطمه بنت اسد" از کعبه، بعد از ولادت امام علی علیهالسلام
🔹 فاطمه بنت اسد، مادر امام علی علیهالسلام، همسر ابوطالب و از زنانی بود که جزء اصحاب پیامبر صلاللهعلیهوآله به شمار میرود. فاطمه بنت اسد یازدهمین فردی است که مسلمان شد و از نخستین زنانی است که با پیامبر (ص) بیعت کرد.
🔸 از آنجا که پیامبر اکرم (ص) در کودکی، پدر، مادر و جدش را از دست داد، از ۸ سالگی تحت سرپرستی عمویش ابوطالب و فاطمه بنت اسد در آمد. مهربانی وی نسبت به پیامبر (ص) چنان بود که پس از درگذشت ایشان، پیامبر (ص) فرمود: «امروز مادرم وفات کرد» و او را در پیراهن خویش کفن کرد و در قبرش رفت و در لحد او خوابید.
🔹فاطمه بنت اسد تنها زنی است که در کعبه وضع حمل کرده است. هنگامی که زمان وضع حمل ایشان نزدیک شد، در کنار کعبه از خدا خواست، ولادت نوزادش را بر او آسان گرداند. ناگهان دیوار کعبه شکافته شد و او به درون کعبه رفت و۳ روز بعد در ۱۶ رجب سال ۳۰ عام الفیل، در حالی که فرزندش امام علی علیهالسلام را در آغوش داشت، از کعبه بیرون آمد.
#تقویم_تاریخ
#رجب_۱۶
#فاطمه_بنت_اسد
🕌 https://eitaa.com/YaAtash
#روزشمار_نیمه_شعبان
#الفبای_رفاقت_با_امام_زمان
📆 فقط ۲۸ روز تا سالروز میلاد حضرت مهدی علیه السلام باقی مانده است...
🔸ر: رضایت
دوست، همه کار می کند تا رفیقش از او راضی باشد. می خواهم از من راضی باشی. اصلا رضایت تو رضایت خداست.
چه خوب!
یک تیر و دو نشان
✳️ فالحق ما رضیتموه و الباطل ما اسخطتموه
حق همان است كه شما آن را بپسنديد و باطل آن است كه شما از آن خشمگين باشيد.
📚 فرازی از زیارت آل یس
✅ https://eitaa.com/YaAtash
🌹چرا امام زمان ارواحنا فداه ظهور نمیکنند؟
♦️ ماجرای هارون مکی و تنور آتش
♦️مأمون رقّى نقل مى کند:روزى خدمت امام صادق علیه السلام بودم، سهل بن حسن خراسانى وارد شد، سلام کرده، نشست.
💢آن گاه عرض کرد:
➖ یابن رسول الله، امامت حق شماست زیرا شما خانواده رأفت و رحمتید، از چه رو براى گرفتن حق قیام نمى کنید، در حالى که یکصد هزار تن از پیروانتان با شمشیرهاى بران حاضرند در کنار شما با دشمنان بجنگند!
♦️ امام عليه السلام فرمود:
– اى خراسانى !
بنشین تا حقیقت بر تو آشکار شود.
سپس دستور دادند، تنور را آتش کند. بلافاصله آتش تنور افروخته شد، به طورى که شعله هاى آن، قسمت بالاى تنور را سفید کرد.
♦️ به سهل فرمود:
– اى خراسانى !
برخیز و در میان این تنور بنشین !
خراسانى شروع به عذر خواهى کرد و گفت:
➖ یابن رسول الله !
مرا به آتش نسوزان و از این حقیر بگذر!
.♦️امام فرمود:
➖ ناراحت نباش ! تو را بخشیدم .
در همین هنگام ، هارون مکى ، در حالى که نعلین خود را به دست گرفته بود، با پاى برهنه وارد شد و سلام کرد.
♦️امام عليه السلام پاسخ سلام او را داد و فرمود:
🔸در تنور بنشین !
🔸هارون نعلینش را انداخت و بى درنگ داخل تنور شد!
امام با خراسانى شروع به صحبت کرد و از اوضاع بازار و خصوصیات خراسان چنان سخن مى گفت که گویا سال هاى دراز در آنجا بوده اند.
سپس از سهل خواستند تا ببیند وضع تنور چگونه است
سهل مى گوید، بر سر تنور که رسیدم، دیدم هارون در میان خرمن آتش دو زانو نشسته است.
➖ همین که مرا دید، از تنور بیرون آمد و به ما سلام کرد.
♦️ امام به سهل فرمود:
در خراسان چند نفر از اینان پیدا مى شود؟
عرض کرد:
– به خدا سوگند! یک نفر هم پیدا نمى شود.
آن جناب نیز فرمودند:
آرى ! به خدا سوگند! یک نفر هم پیدا نمى شود.
اگر پنج نفر همدست و همداستان این مرد یافت مى شد، ما قیام مى کردیم.
📚 بحار، ج ۴۷، ص ۱۲۳
✅ https://eitaa.com/YaAtash
🌼طلبهای که به لوسترهای حرم حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) اعتراض داشت!
✍️فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعی روایت کرده: یکی از طلبههای حوزه با عظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشواری غیر قابل تحملّی بود. روزی از روی شکایت و فشار روحی کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (ع) عرضه میدارد: شما این لوسترهای قیمتی و قندیلهای بیبدیل را به چه سبب در حرم خود گذاردهاید، در حالی که من برای اداره امور معیشتم در تنگنای شدیدی هستم؟! شب امیرالمؤمنین (ع) را در خواب میبیند که آن حضرت به او میفرماید: اگر میخواهی در نجف مجاور من باشی اینجا همین نان و ماست و فجل و فرش طلبگی است، و اگر زندگی مادّی قابل توجّهی میخواهی باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دکن به خانه فلان کس مراجعه کنی، چون حلقه به در زدی و صاحب خانه در را باز کرد به او بگو: به آسمان رود و کار آفتاب کند. پس از این خواب، دوباره به حرم مطهّر مشرف میشود و عرضه میدارد: زندگی من اینجا پریشان و نابسامان است، شما مرا به هندوستان حواله میدهید! بار دیگر حضرت را خواب میبیند که میفرماید: سخن همان است که گفتم، اگر در جوار ما با این اوضاع میتوانی استقامت ورزی اقامت کن، اگر نمیتوانی باید به هندوستان به همان شهر بروی و خانه فلان راجه را سراغ بگیری و به او بگویی: به آسمان رود و کار آفتاب کند. پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن، کتابها و لوازم مختصری که داشته به فروش میرساند و اهل خیر هم با او مساعدت میکنند تا خود را به هندوستان میرساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را میگیرد، مردم از این که طلبهای فقیر با چنان مردی ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد، تعجب میکنند!
وقتی به در خانه آن راجه میرسد در میزند، چون در را باز میکنند، میبیند شخصی از پلههای عمارت به زیر آمد، طلبه وقتی با او روبرو میشود میگوید: به آسمان رود و کار آفتاب کند. فوراً راجه پیش خدمتهایش را صدا میزند و میگوید: این طلبه را به داخل عمارت راهنمایی کنید، و پس از پذیرایی از او تا رفع خستگیاش وی را به حمام ببرید، و او را با لباسهای فاخر و گران قیمت بپوشانید. مراسم به صورتی نیکو انجام میگیرد، و طلبه در آن عمارت عالی تا فردا عصر پذیرایی میشود. فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند، و هر کدام در آن سالن پر زینت در جای مخصوص به خود قرار گرفتند، از شخصی که کنار دستش بود، پرسید: چه خبر است؟ گفت: مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است. پیش خود گفت: وقتی به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش برای آنان آماده است. هنگامی که مجلس آراسته شد، راجه به سالن درآمد، همه به احترامش از جای برخاستند، و او نیز پس از احترام به مهمانان در جای ویژه خود نشست. نگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت: آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ میشود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم، و همه میدانید که اولاد من منحصر به دو دختر است، یکی از آنها را هم که از دیگری زیباتر است برای او عقد میبندم، و شما ای عالمان دین، هم اکنون صیغه عقد را جاری کنید.
چون صیغه جاری شد، طلبه که در دریایی از شگفتی و حیرت فرو رفته بود، پرسید: شرح این داستان چیست؟ راجه گفت: من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین (ع) شعری بگویم، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم. به شعرای فارسی زبان هندوستان مراجعه کردم، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود، به شعرای ایران مراجعه کردم، مصراع آنان هم چندان چنگی به دل نمیزد، پیش خود گفتم: حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمؤمنین (ع) قرار نگرفته است، لذا با خود نذر کردم اگر کسی پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتی مطلوب بگوید، نصف داراییام را به او ببخشم، و دختر زیباتر خود را به عقد او در آورم. شما آمدید و مصراع دوم را گفتید، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است. طلبه گفت: مصراع اول چه بود؟ راجه گفت: من گفته بودم: به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند... طلبه گفت: مصراع دوم از من نیست، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین (ع) است. راجه سجده شکر کرد و خواند: به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند؛ به آسمان رود و کار آفتاب کند.
📚کتاب عبرت آموز، تالیف استاد شیخ حسین انصاریان
🕌 https://eitaa.com/YaAtash
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟢 در نماز جمعه نصر دیدید حضرت آقا دست کشیدند به مُهر و بعد دست کشیدن به سر و صورت و بدن؟!
🟡 منبع دینی این کار میدونید چیه؟
🔹از حضرت صادق عليه السّلام نقل است: حق تعالى وحى نمود بسوى موسى بن عمران عليه السّلام كه: آيا مى دانى اى موسى چرا از بین خلق تو را انتخاب كردم و به همکلامی مفتخر نمودم؟
گفت: نه اى پروردگار من.
خداوند فرمود: نگاه کردم بر اهل زمين و ظاهر و باطن ايشان را دانستم، در ميان ايشان نيافتم كسى را كه نفسش از براى من ذليل تر و تواضعش نزد من بيشتر باشد از تو.
وقتی این وحى به حضرت موسى عليه السّلام رسيد، به سجده افتاد و سپس گونههای خود را از روی تذلل بر خاك گذاشت.
پس حق تعالى فرمود: بردار سر خود را اى موسى، و بمال دست خود را بر موضع سجود خود و بر روى خود بمال و به هر جا كه مى رسد دست تو از بدن تو، كه امان مى دهد تو را از هر بيمارى و دردى و آفتى و عاهتى
📚 علل الشرايع ص۵۶ و امالى شيخ طوسى ص۱۶۵.
✅ https://eitaa.com/YaAtash