eitaa logo
صلی الله علیک یااباعبدالله❣️السلام علیک یاخامس آصحاب الکساء
116 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
18 فایل
کانال مذهبی: باسلام وذکراللهم صل علی محمدوآل محمد وعجل الله تعالی فرجه الشریف مقدم عشاق الحسین {ع} گرامی باد . «مدیر «کربلایی`محمدعلی پورصالح» «خادم امام حسین علیه السلام» «{روحی وارواحنالک الفداء یااباعبدالله}» آدمین حب علی بن ابیطالب علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
برخورد متفاوت آقا با دختر و پسر دانشجویی که باهم دوست بودن در کوهپیمایی یکی از محافظان رهبری تعریف می‌کردن روزی که آقا برای کوهپیمایی به اطراف تهران رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو مواجه شدیم که وضع ظاهری مناسبی نداشتند. از حالتشان مشخص بود که حسابی ترسیده‌اند و فکر می‌کردند آقا دستور برخورد با آنها را خواهد داد. اما برخلاف تصورشان، آقا با لبخندی گرم به آنها سلام کردند و با مهربانی پرسیدند: "شما زن و شوهر هستید؟" پسر که تحت تأثیر رفتار کریمانه آقا قرار گرفته بود، حقیقت را گفت: "نه، ما فقط دوست هستیم." آقا با مهربانی پیشنهاد دادند: "بد نیست صیغه محرومیتی بدنتان جاری شود و با هم ازدواج کنید." حتی فرمودند: "اگر مایل باشید، من شخصاً خطبه عقدتان را می‌خوانم و بهشان کفتند در فلان روز میتوانم در دفتر خدمتتان باشم." چند روز بعد، آن دو به همراه خانواده‌هایشان نزد آقا آمدند و خطبه عقدشان جاری شد. این برخورد کریمانه مسیر زندگی آن دو جوان را تغییر داد؛ دختر، محجبه و معنوی شد و پسر هم به یک جوان مذهبی تبدیل شد. ✅ https://eitaa.com/YaAtash
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🩸پوست و استخوانی فقط از آقای ما موسی بن جعفر علیهماالسلام باقی مانده بود ... ➖ راوی گوید: بر فضل بن ربیع داخل شدم در حالی که بر بام خانه نشسته بود. پس به من گفت نزدیک بیا. من نزدیک رفتم تا اینکه برابر او رسیدم. پس از آن به من گفت که به اتاق این خانه سَرَک بکش. من به آن اتاق سَرَک کشیدم، گفت: در این خانه چه می‌بینی؟ گفتم: 📋 ثَوْباً مَطْرُوحاً ! ▪️لباسی را می‌بینم که میان آن اتاق افتاده است. 🥀 فضل گفت: خوب نگاه کن! چون تأمل کردم و درست نظر کردم و فهمیدم، گفتم: مردی سجده کرده است. تا آنجا که گفت: او أبو الحسن موسی بن جعفر علیهماالسلام است (مدتی آن حضرت در خانه عُمّال هارون‌الرشید ملعون، زندانی بود). من شب و روز مراقب او هستم و او را در هیچ وقتی از اوقات نمی‌یابم مگر بر این حالتی که می‌گویم. 📚عیون أخبارالرضا علیه‌السلام، ج۱ ص۱۰۶ ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ ➖ در نقل دیگری نیز آمده است: راوی گوید: ما در مجلس هارون الرشید ملعون بودیم که گفتند حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام دارد وارد مجلس می‌شود؛ من ایستاده بودم که دیدم، 📋 إذْ دَخَلَ شَیْخٌ مُسَخَّدٌ قَدْ أَنْهَکَتْهُ الْعِبَادَةُ کَأَنَّهُ شَنٌّ بَالٍ قَدْ کَلَمَ السُّجُودُ وَجْهَهُ وَ أَنْفَه ▪️پیرمردی زردروی و ناتوان که عبادت پیکرش را فرسوده او را همانند مَشکی کهنه، لاغر نموده بود و سجده بر صورت و بینی او اثر گذاشته بود، وارد مجلس شد. 📚عیون أخبار الرضا علیه‌السلام ج۱ ص۸۸. ✍ این «تعابیر»، حال و روزی همان مادری را به یاد می‌آورد که شبیه این عبارات را هم برای او نیز نقل کرده‌اند: 📜 ﻭ ﻧَﺤِﻞَ ﺟِﺴﻤُﻬﺎ ﻭَ ﺫﺍﺏَ ﻟَﺤﻤُﻬﺎ ﻭ ﺻﺎﺭَﺕ ﻛَﺎﻟﺨِﻴﺎﻝ، ﻭ ﻣَﺮِﺿﺖْ ﻣﺮﺿﺎً ﺷﺪﻳﺪﺍ، ▪️روز به روز جسم شریف فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها نحیف‌تر شده و گوشت بدنش ذوب می‌شد؛ به گونه‌ای که همانند یه شَبَه شده بود و حال آن حضرت به شدت خراب بود. 📚دعائم الاسلام، ج١ ص٢٣٢ 📝 من آن خورشید پنهانم که پشت ابر زندانم ز آهم شعله ور هستم،ز اشکم غرق بارانم شبیه غنچه‌ای در خود شدم جمع از غل و زنجیر نمی‌آید دَمی بیرون سرم از روی دامانم به سان باغ پاییزی نمانده از تنم چیزی شبیه مادرم زهرا شَبَه در جامه‌ای مانم اذان صبح من گریه اذان مغربم شلاق به وقت شرعی آه است افطاری که مهمانم از این دشنام زندانبان شده مویم سپید از غم فشار غیرت از مویم کشیده شیره‌ی جانم چه سنگین است دستانش نمی‌بیند دگر چشمم که گویا سیلی او دوخت مژگان را به مژگانم به روی تخته‌ی یک در مرا تشییع می‌کردند نشد جمعیتی غیر از غبار ره پریشانم مرا در کوچه و بازار امام الرافضین خواندند تنم فریاد اما زد مسلمانان! مسلمانم ! شبیه آن اسیران که به آن ها خارجی گفتند به یاد کوچه و بازار آن ها روضه می‌خوانم 🕌 https://eitaa.com/YaAtash
امام صادق علیه السلام: 🔹إذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ لاَ يَسْأَلَ رَبَّهُ شَيْئاً إِلاَّ أَعْطَاهُ فَلْيَيْأَسْ مِنَ اَلنَّاسِ كُلِّهِمْ وَ لاَ يَكُونُ لَهُ رَجَاءٌ إِلاَّ عِنْدَ اَللَّهِ فَإِذَا عَلِمَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ مِنْ قَلْبِهِ لَمْ يَسْأَلِ اَللَّهَ شَيْئاً إِلاَّ أَعْطَاهُ . 🔸 اگر كسى می‌خواهد هرگاه از خدا چيزى درخواست نمود به او بدهد، بايد از همۀ مردم قطع اميد كند و تنها اميدش به درگاه خدا باشد. پس وقتى خداوند اين حالت را در قلب كسى يافت، هرگاه چيزى بخواهد به او عطا مى‌كند. 📚 اصول کافی (باب الایمان و الکفر) جلد ۲ صفحه ۱۴۸ علیه‌السلام ⬅️ با نشر این حدیث در ثواب آن شریک هستید. 🌐 https://eitaa.com/YaAtash
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر❤️علیه السلام ، تسلیت باد.🍁🕌🍁 🌾🥀🍀🥀🌾 @salambarhosseinmazloum 🕌 https://eitaa.com/YaAtash
شنبه06 بهمن 1403تهران اذان صبح05:42 طلوع آفتاب07:09 اذان ظهر12:17 اذان عصر15:04 غروب آفتاب17:25 اذان مغرب17:44 اذان عشاء18:33 نیمه‌شب شرعی23:33
🩸حالِ دو همسر دلباخته و وفادار ... در نقل‌ها آمده است: 🥀 وقتی که داشتند حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام را (از مدینه) می‌بردند، آن حضرت به فرزندشان علی بن موسی الرضا علیهماالسلام فرمودند: تا من زنده هستم، هر شب در دهلیز خانه بخوابند تا خبر شهادتشان را برای ایشان بیاورند. 🥀 لذا اهل و عیال حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام، هر شب برای حضرت رضا عليه‌السلام در دهلیز رختخواب می‌انداختند و ایشان بعد از نماز عشاء می‌آمدند و می‌خوابیدند و صبح که می‌شد، به منزل خودشان می‌رفتند. 🥀 تا چهار سال این گونه گذشت. شبی از شب‌ها امام رضا عليه‌السلام دیر کردند؛ آنها رختخواب انداختند ولی آن حضرت نیامد. اهل و عیال وحشت کرده و ترسیدند و از تأخیر ایشان، دلهره تمام وجودشان را فرا گرفت. 🥀 صبح که شد، علی بن موسی الرضا علیهماالسلام به خانه آمدند و به أم‌ّاحمد (مادر حضرت شاهچراغ) فرمودند: آن چه پدرم به تو امانت داده بود را بیاور! 📋 فَصَرَخَتْ وَ لَطَمَتْ وَجْهَهَا وَ شَقَّتْ جَیْبَهَا وَ قَالَتْ: مَاتَ وَ اللَّهِ سَیِّدِی! ▪️با شنیدن این جمله، ام‌ّاحمد فریاد کشید و به صورت خود لطمه زد و گریبان چاک کرد و گفت: به خدا آقایم از دنیا رفت! 📚الکافی ج۱ ص۳۸۱ ✍ آه یا امّ‌احمد... خوب شما آثاری از جنازه مطهر آقایتان را ندیدید و اینگونه بی‌قرار شدید! اما چه بگوییم و چگونه گریه کنیم بر آن بانوی دلداده‌ای که در مجلس ابن‌زیاد ملعون، تا سر مطهر آقایش را در برابر آن ملعون دید، 📋 فَلَم تَتَمالَكِ «الرُّبابُ» زَوجَةُ الْحُسينِ علیه‌السلام دونَ أن وَقَعَتْ عَلَيهِ تُقَبِّلَهُ ▪️دیگر حضرت رباب سلام‌الله‌علیها نتوانست جلوی خودش را بگیرد؛ با دیدن آن صحنه، بی‌قرار گشت و خودش را بر روی سر بریده انداخت و پیوسته آن را می‌بوسید ... 📚مقتل الحسین علیه‌السلام، مقرم، ص۴۲۵ 🕌 https://eitaa.com/YaAtash