2_1152921504607201890.mp3
4.12M
تقدیم به روح پاک شهدا و رفتگان💐
جزء چهارم قرآن کریم 🎧
استاد معتز آقایی 🎤
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
#شکستن_مجسمه_های_تزئینی
به مصطفی میگفتم: «من نمیگویم خانه #مجلل باشد، ولی یک مبل داشته باشد که ما چیز بدی از اسلام نشان نداده باشیم که بگویند مسلمانها چیزی ندارند، بدبختند
مصطفی به شدت مخالف بود، میگفت: «چرا ما این همه عقده داریم؟ چرا میخواهیم با انجام چیزی که دیگران میخواهند یا میپسندند نشان دهیم خوبیم؟ این #آداب و #رسوم ماست
نگاه کنید این زمین چقدر تمیز است مرتب و قشنگ. این طوری زحمت شما هم کم میشود، گرد و خاک کفش هم نمیآید روی فرش».
ما #مجسمههای خیلی زیبا داشتیم که بابا از #آفریقا آورده بود.
خودمان دوتا همه را شکستیم. میگفت: «اینها برای چه؟ زینت خانه باید #قرآن باشد به رسم اسلام. به همین سادگی
وقتی مادرم گفت: «شما پول ندارید من برایتان وسایل خانه میآورم
#مصطفی_رنجید_گفت: «مساله پولش نیست مساله زندگی من است که نمیخواهم عوض شود».
✍ #راوی : همسر شهید
🌷 #شهید_دکتر_مصطفی_چمران🌷
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
✍ #پند_وصیتنامه_شهید
آیا تاکنون فکر کردهاید که چگونه و با چه رویی میخواهیم در مقابل این #یتیمان و #خانوادههای_شهدا بایستیم و به چشمانشان نگاه کنیم..؟؟
🌷 #شهید_علیرضا_محمودی_پارسا🌷
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
✍ #خاطره_ای_از_شهید
رضا همه ساله در #ماه_محرم و #صفر سیاه پوش می شد ، در هیئتهای عزاداری #سید_الشهداء بویژه در مسجد #حضرت_ابوالفضل(علیه السلام) گندمان حضور فعال داشت و در بین #زنجیر_زنان حضور می یافت و عزاداری می کرد. مادر شهید علاقه بسیار عجیبی به رضا داشت به طوری که همیشه در بین زنجیر زنان به دنبال رضا می گشت تا او را ببیند و اگر او را نمی یافت بسیار ناراحت می شد .
✍ #راوی : مادر شهید
🌷 #شهید_رضا_صمدی🌷
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
#اخلاص
قبل از عملیات در قرارگاه تاکتیکی بودیم. بچه های تبلیغات می آمدند و از #فرماندهان و #مسئولان و #رزمندگان عکس می گرفتند و مصاحبه می کردند، چرا که می دانستند بسیاری از آنها در عملیات به شهادت می رسند، لذا سعی داشتند آخرین لحظات حضور آنها را در کره خاکی ثبت کرده و به تصویر بکشند. هر چه به شهید محمد باقر اصرار کردند، حاضر به #مصاحبه نشد، در آن لحظه متوجه اوج #خلوص و #ایمان وی شدم. دو بار به شدت مجروح شد که بار اول از ناحیه کمر بر اثر اصابت ترکش و بار دوم در عملیات بدر از ناحیه دست مجروح شد.
✍ #راوی : همرزم شهید
🌷 #شهید_محمد_باقر_صادق_جوادی🌷
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
حسین جان۰۰۰۰💚🌸
بالانشینی درمقام عزت توست
دنیاومافیهابه زیرمنت توست
وقتی شفای دردها،ازتربت توست
عرش خداهم تکیه ای ازهیئت توست
آقامرا،درزمرة عُشاق جا دِه
هرجابه روضه آمدم،ازرخصت توست
والاترین تسبیح درجمع ملائک
باشدفقط ذکرحسین،این عزت توست
فطرس شفا بگرفته ازقنداقه ات بود
اوبال وپردارد اگر،ازمنّت توست
توانتخابم کرده ای درروضه هایت
اینجا بهادارم اگر،،،ازعزّت توست
دستان من خالی بُوَد درروزمحشر
چشم امیدم یاحسین ،بررحمتِ توست
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
#کبوتران
#راوی_همسرگرامی_برادر
#شهید_دفاع_مقدس
#علی_هاشمپور
دختر دایی شهید که آن زمان ساکن منزل پدری شهید بودند می گفتند ایشان شهید والا مقام علاقه ی زیادی به نگهداری کبوتر داشتند و بیشتر اوقات را در کنار آنها بودند و یک دالان که در خانه های قدیمی وجود داشت را به آنها اختصاص داده بودند. وقتی عملیات شده بود
به گفته خانم میربیگی کسی در روستا از شروع عملیات خبر نداشت ولی درست در همان روز و ساعت که بمباران هوایی شده بود و علی آقا به شهادت رسیدند تمام کبوتر ها به پرواز در آمده و آشفته بودند و چیزی نمیخوردند. بعد از ۳ روز که پیکر مطهر ایشان به دستجرد آمد هنوز خانواده شهید خبر نداشتند که چه شده ولی همان روز تمام کبوترها دوباره به پرواز در آمده و دور حیاط می چرخیدند تا اینکه شهید را تشییع کردند و همه کبوتر ها رفتند هیچ کدام در آن خانه نماندند برای مراسمات روز سوم و هفت و چهلم شهید به آن خانه برمی گشتند و بالای دیوار حیاط دور تا دور خانه می نشستند و بعد از آن دیگر هیچ کس آن همه کبوتر را ندید. حتی یک کبوتر هم برنگشت.
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
📌 وقتی شهید بیضایی پرچم داعش را پائین کشید و پرچم سرخ یا ابوالفضل را بالابرد
🔹️ تاسوعای سال ٩٢ بود، داعش بخش های مهم دمشق را هم تحت نظر داشت ، به ما خبر دادند که بچه های مقاومت، عملیاتی وسیعی در منطقه زینبیه، اطراف منطقه حجیره، کردند
◇ توانستند تروریستها را سه کیلومتری از اطراف حرم مطهر خانم زینب (س) دور کنند.
◇ صبح زود محمودرضا را در مناطق آزاد شده دیدم ، خیلی از عملیاتی که منجر به تامینِ امنیت حرم بی بی شده بود، خوشحال بود .
◇ پرچم سیاه داعش در دستش بود و می گفت : خودم از بالای آن ساختمان پایینش آوردم .
◇ به آن ساختمان نگاه کردم دیدم پرچم سرخ یاابالفضل را جایش به اهتزاز در آورده است.
◇ رسیدیم خیابون جلوی حرم که حالا با تلاش محمود رضا و دوستاش، امن شده بود .
◇ رفتیم وسط خیابان، رو به حرم ایستادیم، دیدم محمود رضا داره آروم گریه می کند و سلام می دهد :
🔺️ السلام علیکی یا سیدتنا زینب …
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398
📌 سخت ترین مسیر شهادت ،؟دل کَندَن «محمودرضا» از دخترش «کوثر» بود
🔹️ محمود رضا میگفت شهادت مزد کسانی است که در راه خدا پُرکارند، میگفت شهادت هرکسی دست خودش است. هرکسی خودش انتخاب می کند که شهید بشود.
◇ میگفت: باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان به دنیا آمدهایم و شیعه هم به دنیا آمدهایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم و این همراه با تحمل مشکلات، مصائب، سختیها، غربتها و دوریهاست و جز با فدا شدن محقق نمیشود حقیقتاً.
◇ این جمله آخر را شب قدر گفته بود و گفته بود امشب باید انتخاب کنیم به صف عاشوراییان بپیوندیم یا از معرکه جهاد بگریزیم و در خون ولی خدا شریک باشیم. آخرین بار هم گفت سخت ترین مرحله دل کندن از کوثر (دخترش) بود.
◇ آقا محمودرضا، وقتی خواست برای خودش اسم انتخاب کند گفت حسین نصرتی. تنش را در راه خدا فرسوده کرد، چشمهایش گواه بیخوابی همیشگیاش بود. در شب تاسوعا، در آزادسازی زینبیه عباس بیبی بودن را به رخ دنیا کشید. شب قدر انتخاب کرد که شهید بشود.
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398