7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مخاطبای گوشی بابام:
🔹 @YazdUnion | K
ناکامی نشریات، پادکستها، نشریات چندرسانهای و رسانههای خبری دانشگاه یزد در جشنواره تیتر ۱۴
نتایج داوری مرحله نهایی چهاردهمین دوره جشنواره ملی تیتر، مشخص و اعلام شد؛ رقابتی که در آن، ۲۱۶ نفر به عنوان برگزیدگان نهایی در ۶۹ رسته اصلی و ویژه معرفی شدند. دانشگاه یزد در این جشنواره رتبهای کسب نکرد. در جشنوارههای قبلی نیز تعداد رتبههای برتر سهم زیادی از برگزیدگان را نداشتند.
جشنواره تیتر ۱۳:
رتبه اول آثاربرگزیده_تیترولید نشریه آوای زمین دانشگاه یزد - خانم فاطمه فودازی
رتبه دوم بخش ویژه_مقاله نشریه حقگستر دانشگاه یزد - آقای سیدمحمدحسین مدرس مصدق
رتبه دوم آثار_مقاله علمی علوم پایه و فنی مهندسی نشریه راهبرد ۱۲ دانشگاه یزد - آقای علی جویافر
جشنواره تیتر ۱۲:
امیر حسین حاتمی زاده- ناقوس دانشگاه یزد- عنوان اثر connect to uni- رتبه اول کاریکاتور
سپهر صفایی- راهبرد دانشگاه یزد - نشریه راهبرد- رتبه دوم رسته گرافیک و صفحهآرایی
جشنواره تیتر ۱۱:
شایسته تقدیر - نشریات فرهنگی - شایسته حاج بابایی نشریه برداشت دانشگاه یزد
🔹 @YazdUnion
سوال رایج:
حضوری است یا نه؟ بلیط بگیریم؟
جواب آقای فتوحی :
سلام. طبق اعلام وزارت عتف، دانشگاه حضوری است.
آموزش، اطلاعیه ثبتنام و امور دانشجویی، زمان خوابگاهها را هر دو هفته آینده اعلام میکنند.
📌 پینوشت:
هدف از طرح این پرسش و دریافت پاسخ رسمی، شفافسازی وضعیت و کاهش ابهامات دانشجویان در خصوص زمانبندی ترم جدید و اقدامات ضروری مانند تهیه بلیط و برنامهریزی اقامت است.
🌀 @YazdUnion
تنها معیاری که ادمارو به دو دسته تقسیم می کنه نه خوب یا بد بودنشونه نه زن یا مرد بودنشون، بلکه تنها معیار اینه که؛ شما "(سلف)آفتاب" پرسن هستید یا "(رستوران)مهتاب" پرسن ؟
🔵 @YazdUnion | مانیِ بی مانی
شما میدونستید برای سگها مدرسه درست کردن و مدرسه سگها آزمون ورودی و سرویس مدرسه داره؟
و جالبتر این که سگ دوست من توی آزمون رد شد و مدرسه راهش ندادن، مجبور شدن معلم خصوصی بگیرن براش.
🔹 @YazdUnion | • س. •
وقتی بفهمی هر دوستیای فاصلهی بهینهی خودش رو داره (مثل فاصله زمین تا خورشید، نه که هر چه نزدیکتر بهتر) اونوقت هم دوستهای بیشتری میتونی پیدا کنی هم دوستیهای باکیفیتتر.
🔹 @YazdUnion | • لوکوموتیو •
دانشگاه رو باز کنید خسته شدم
انقدر مثل زنای ناصرالدین شاه
توی اندرونی نشستم🙂↔️😂
🌀 @YazdUnion
📌 رفع پیشنیاز و همنیاز فقط در این موارد: (خلاصه عکس)
• افتادن یک درس اصلی → نرسیدن به ۱۲ واحد تخصصی ترم بعد (حداکثر ۲ درس)
• درس ضروری فقط این ترم ارائه میشه و دانشجو پیشنیاز رو پاس نکرده
• آزمایشگاه ارائه شده ولی خود درس افتاده → همنیاز میشه
• کلاس کممتقاضی (۲–۳ نفر) که درس رو قبلاً گرفتن و پاس نکردن
• دانشجوی میهمان با کارنامه غیررسمی برای ثبتنام نیمسال بعد
🎓 ترم آخر: تا ۲۴ واحد بدون پیشنیاز (معدل ≥۱۰) فقط اگر با همین واحدها کل درسها تموم بشه. استثنا: فقط کارآموزی بمونه، اشکال نداره.
⚠️ اگه درس معرفیبهاستاد بمونه، تبصره ترم آخر نمیخوره.
🌀 @YazdUnion
باشگاه دانشجویان دانشگاه یزد
⛔️ طرح یارانه مستقیم غذا برای دانشجویان فعلاً به نتیجه نرسید سرپرست صندوق رفاه دانشجویان از توقف اج
🔴 طرح جدید تغذیه دانشجویی فعلاً متوقف شد
▫️ در مهر اجرا نمیشود و تغذیه دانشگاهها با روال فعلی ادامه دارد.
پینوشت: قیمت غذا هنوز مصوب نشده است اما احتمالاً حدود ۳۵ هزار تومان باشد.
🌀 @YazdUnion | رئیس صندوق رفاه دانشجویی
اونجایی که کیف CD هات رو میذاشتی جلوت و یکی یکی ورق میزدی،دودل بودی که واسه بار هزارم شرک ببینی یا گارفیلد، بعدشم که با شک و تردید انتخابتو میکردی و بخاطر خش دار بودن نمایشش مجبور بودی با مایع ظرف شویی بشوریش، همونجا خود خود زندگی بود
🔵 @YazdUnion | Rez1
تفکیک یا تجمیع؛ دو روی دانشگاه یا دانشگاهِ دورو
«نگاهی دیگر به داستانِ خانم زهرا رحیمی»
در روزهایِ اعتراضِ دانشجوییِ دانشگاه در سال ۱۴۰۱، بهعنوانِ معلمِ حقوق، برایِ آرامسازیِ فضا و جهتدهی به مطالبهگریِ صحیح، به میانِ دانشجویان رفتم. در سالن، وقتی نوبت به تریبونِ آزاد رسید، دختری ناآشنا جلو آمد و گفت تازه از بازداشت آزاد شده است. آن روز، گفتوگوی ما به اتاقِ من در دانشکدهی حقوق، در ساختمانِ عدل، کشیده شد و همان نقطه، آغازِ آشناییِ ما شد.
در همان ایام، زهرا رحیمی فراخوانی برایِ مختلطکردنِ سلفِ دانشگاه داد. اما پس از گفتوگو با او، شخصاً به این نتیجه رسید که این کار را نکند و پیش از هرگونه اقدامِ عملی، فراخوان را لغو کرد. سلف، مختلط نشد. اما یک هفته بعد، گروهی دیگر از دانشجویان، همان درخواست را عملی کردند و سلف را مختلط ساختند. دانشگاه با آن گروه برخوردِ انضباطی کرد؛ اما زهرا رحیمی، با وجود اینکه هیچ نقشی در آن ماجرا نداشت، در میانِ همان دانشجویان قرار گرفت.
این برخورد، از نگاهِ یک معلمِ حقوق، نهتنها مصداقِ بارزِ «رفتارِ سلیقهای و ظالمانه» بود، بلکه ضربهای محکم به مسیرِ گفتوگویی زد که تازه شکل گرفته بود. با مسئولینِ مربوطه صحبت کردم و صراحتاً گفتم که این اقدام عادلانه نیست، اما نگاهِ امنیتیِ برخی از مسئولینِ وقت، گوشها را بسته بود.
زمستانِ ۱۴۰۱، عفوِ رهبری آمد و چارهای جز بستهشدنِ پروندهی انضباطی نبود؛ اما در ماهِ رمضانِ ۱۴۰۲، پروندهی تازهای برایش تشکیل شد و نهایتاً حکمِ اخراج صادر گردید. کارِ زهرا رحیمی آن روز به بیمارستان کشید و با خانواده به خانه بازگشت. اما بعداً به وزارتِ علوم رفت و با پیگیریِ یک آشنا و همراهیِ وزیرِ علومِ وقت، حکمِ اخراج لغو شد. با این حال، برخی در مقابلِ بازگشتِ او مقاومت کردند و راهِ میانهای که پیشنهاد شد، انتقالِ او به دانشگاهی دیگر بود؛ پیشنهادی که او نپذیرفت و تصمیمِ دیگری گرفت.
او دانشگاهِ یزد را ترک کرد، اما تسلیم نشد. با تلاشِ مجدد، در کنکورِ کارشناسی شرکت کرد، به همان دانشگاه بازگشت و اکنون دانشجویِ کارشناسیِ شیمی در دانشگاهِ یزد است. هرچند هنوز فارغالتحصیل نشده، اما اخیراً در کنکورِ کارشناسیِ ارشد، رتبهی ششمِ رشتهی شیمی را کسب کرده است. این موفقیت، نشانِ پشتکار و ارادهی او در بازسازیِ مسیرِ علمیاش است.
اما روایتِ این داستان، اگر در همین نقطه و بهاینگونه متوقف شود، ناقص و یکبعدی خواهد بود و تصورِ وجودِ «ساختارِ ظالمانه» را در دانشگاه به ذهن متبادر میکند. در حالیکه نگاهِ من، بهعنوانِ معلمِ حقوق، این است که آدمِ ظالم در ساختار داریم، اما ساختارِ ظالمانه نه.
دستکم سه همراهی و دلجویی از زهرا رحیمی صورت گرفته است که این ادعا را تأیید میکند؛ نکاتی که در نوشتههای یکسویه، نادیده گرفته میشوند:
۱. هیچیک از پروندههای قضاییِ وی در سال ۱۴۰۱، به صدورِ حکمی علیه او منتهی نشد.
۲. در سالهای اخیر، مطالبی از زهرا رحیمی منتشر شده که فراتر از آزادیِ بیان و منطبق با عناوینِ مجرمانه بوده، اما با اغماض رفتار شده است.
۳. حدودِ یک سال پیش، رئیسِ جدیدِ دانشگاه، شخصاً با او جلسه گذاشت و بهدلیلِ ظلمهایی که در حقش روا شده بود، به نوعی دلجویی کرد.
اینجا، نقطهی اصلیِ تفاوتِ نگاهِ من با نگاهِ زهرا رحیمی است. او در روایتِ خود، کلِ نظام را یکپارچه میبیند و رفتارِ ظالمانهی برخی را به کلِ ساختار نسبت میدهد. اما من، بهعنوانِ معلمی که درونِ همین ساختار سالها زیستهام، قائل به «تفکیک» هستم؛ تفکیک میانِ «ساختار» و «افرادِ درونِ آن». باور دارم که خودِ ساختار ذاتاً فاسد نیست؛ بلکه افرادِ ظالمی درونِ آن حضور دارند که گاهی از بسترِ ساختار، برایِ اعمالِ سلیقهی خود سوءاستفاده میکنند. در کنارِ این افراد، مدیرانی با حسنِ نیت نیز در همان ساختار حضور دارند که میتوانند نقشِ مؤثری ایفا کنند و بخشی از ظلمِ گذشته را جبران نمایند.
بنابراین، اگر تنها بر ظلمها تمرکز کنیم و از همراهیها و دلجوییها چشم بپوشیم، ساختار را تاریک میدانیم و ناامید میشویم.
به همین دلیل، این روایت را برایِ ترسیمِ تصویری کاملتر از نظامِ دانشگاهیمان منتشر میکنم؛ تا جوانِ دانشجو، امیدِ واقعیاش را به ساختار از دست ندهد.
ساختاری که هم جایِ ظلم در آن هست، و هم جایِ اصلاح؛ هم قادر به خطاست، و هم قادر به بازگشت.
به شرطی که ما بهجایِ تجمیعِ رفتارها، تفکیکِ منصفانه را پیشه کنیم و آدمهایِ سالمِ درونِ ساختار را از آدمهایِ ظالم درونِ آن بازشناسیم و در بازسازیِ هرچه بهترِ جامعه، بکوشیم.
ایمان رحیمیپور
معلمِ سابقِ دانشگاهِ یزد
باشگاه دانشجویان دانشگاه یزد صرفا منتشرکننده این یادداشت است و انتشار آن به معنای تایید یا رد گزارهها و باورهای نویسنده نیست.