eitaa logo
🌴 #یازینب...
2.4هزار دنبال‌کننده
19.2هزار عکس
8.6هزار ویدیو
29 فایل
@Yazinb69armaghan ما سینه زدیم،بی‌صدا باریدند از هر چه که دم زدیم،آنها دیدند مامدعیان صف اول بودیم ازآخر مجلس شهدارا چیدند این زمان زنده نگه داشتن یادشهداکمتر ازشهادت نیست #یازینب‌.. جهت تبادل🌹👇🌹 @ahmadmakiyan14 تبادل بالای ۲k🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 🌴 #یازینب...
شـــ🌙ــبِ مـــن با تــــو بـــخیر می شود تـ♡ـویی که حتــی حـــس بـــودنت می ارزد به ، تــــــمامِ نــداشته هایم،آقا شب بخیرمولای غریبم
امـروز از شاخسار خورشیـد یک سـلام گـرم با عطـر گل‌هـا و بہ لطافـت لبخنـد خـدا برایتـان چیـده‌ام تـا روزتـان بخیـر و زیبـا شـود ســـ🍁ــــلام 🍂صبحتـون بخیـر و شـادی🍂 هـر بامـداد، مهتـاب جایش را بہ خورشیـد می‌دهـد تا بدانیـم ڪه در دل هر شـب خورشیدی در حال شکفتن است بیائید امـروز ما هم اقتـدا بہ قانون طبیعت کنیم و خورشیدی تـابـان در زنـدگی عزیـزانمان باشیـم...   🌸 🌸 🍃🌺اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌺🍃 🌹اللهم عجل لولیک الفرج وفرجنابه🌹            🍃🌺 @Yazinb3🌺🍃
🍂یک فنجـان آرامـش یک دل شـاد و بی غصـه یک زنـدگی آرام و نـاب و یک دعـای خیـر از تـه دل نصیـب لحظـه‌هاتـون🍂 🍁 خـدایـا امـروز درهـای رحمتـت را بہ روی دوستـانم بـاز کـن فرصـت‌های عـالـی لحظـه‌های نـاب پیشرفت‌های پی در پی و زنـدگی آرام را نصیبشان کن🍁   🌸 🌸 🍃🌺اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌺🍃 🌹اللهم عجل لولیک الفرج وفرجنابه🌹            🍃🌺 @Yazinb3🌺🍃
____~••°° ...°°••~_____ 🌷بسم رب الشهدا و الصدیقین 🌷 🍃🌹 .. 🌹🍃 امروز #۱۸_آذر ۱۳۹۸ هجری شمسی ... @Yazinb3 🌷 (استان سمنان، شهرستان شاهرود) (۱۳۳۴ ه.ش) شهید اکبر رمضانی🌷 (استان کرمانشاه، روستای کرانی سفلی) (۱۳۴۷ ه.ش) شهید محمدرضا لاری نجفی🌷 (استان کرمان) (۱۳۵۸ ه.ش) شهید محمدرضا محمدی دهنوی🌷 (استان اصفهان، روستای دهنو برخوار) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید غلامحسین قاسمی🌷 (استان اصفهان، شهرستان نجف آباد) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید اسفندیار داراب منشی🌷 (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید عظیم جعفری🌷 (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید محمد وحید سوقه 🌷 (۱۳۵۹ ه.ش) 🌷 (استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۰ ه.ش) شهید سعید یادگار صالحی🌷 (استان اصفهان، شهرستان خمینی شهر) (۱۳۶۱ ه.ش) شهید علی نقی جلیلوند 🌷 (استان همدان، شهرستان تویسرکان) (۱۳۶۱ ه.ش) شهید محمدرضا اشراقی🌷 (استان خراسان رضوی، شهرستان سبزوار) (۱۳۶۲ ه.ش) شهید مجید مرادی🌷 (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۳ ه.ش) شهید وارطان آقاخانیان 🌷 (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۴ ه.ش) شهید محسن کرموند 🌷 (استان لرستان، شهرستان پلدختر، قریه جلگه خلج) (۱۳۶۵ ه.ش) شهید مهدی صبور 🌷 (استان خراسان رضوی، روستای ده سرخ) (۱۳۷۰ ه.ش) شهید محمدحسین بخشی🌷 (استان خراسان جنوبی، شهرستان بیرجند) (۱۳۷۲ ه.ش) شهید علی اکبر هادیان نوش آبادی 🌷 (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل، شهر نوش آباد) (۱۳۷۷ ه.ش) شهید مهدی حاجی عرب ازان🌷 (استان اصفهان، شهرستان چادگان، روستای حجت آباد) (۱۳۹۴ ه.ش) شهید امین مرادی 🌷 (استان سیستان و بلوچستان، شهرستان زاهدان) (۱۳۹۴ ه.ش) شهید علی غلامی🌷 (استان کهگیلویه و بویراحمد، شهرستان یاسوج، روستای چشمه چنار) (۱۳۹۴ ه.ش) شهید مدافع حرم مهدی احمدی🌷 (استان یزد، شهرستان یزد) (۱۳۹۴ ه.ش) شهید مدافع حرم محمد اکرم ابراهیمی 🌷 (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۶ ه.ش) ....🌹🍃 . هدیه به روح شهدا و شهدای مدافع حرم آل الله صلوات💐 🕊🌷اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌷🕊 ____~°°•• ...••°°~_____ ...🌹🍃 http://eitaa.com/joinchat/1496252420C6e4204b537 @Yazinb3 🍃🌹 @yazinb2 🌹🍃
🌴 #یازینب...
🕊🌹🔹 🌹 🔹 #کتاب_دختر_شینا🌹🕊 #خاطرات : بانو قدم خیر محمدی کنعانی🌹🍃 #همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی
🕊🌹🔹 🌹 🔹 🌹🕊 : بانو قدم خیر محمدی کنعانی🌹🍃 سردار شهید حاج ستار ابراهیمی هریژ🌷🕊 :بانو بهناز ضرابی.. فصل نهم..( قسمت آخر )🌹🍃 🕊🌷بسم رب الشهدا و الصدیقین 🌷🕊 یک روز عصر نان خریده بودم و داشتم بر می گشتم زن های همسایه جلوی در خانه ای ایستاده بودند و با هم حرف می زدند. خیلی دلتنگ بودم بعد از سلام و احوال پرسی تعارفشان کردم بیایند خانه ما. گفتند: فرش می اندازم توی حیاط. چایی هم دم می کنم و با هم می خوریم قبول کردند. در همین موقع مردی از ته کوچه بدو بدو آمد طرف مان. یک جارو زده بود زیر بغلش و چند تا کتاب هم گرفته بود دستش از ما پرسید: شما اهل روستای حاجی آباد هستید؟! ما به هم نگاه کردیم و جواب دادیم. نه مرد پرسید: پس اهل کجا هستید؟ صمد سفارش کرده بود خیلی مواظب باشیم با هرکسی رفت و آمد نکنم و اطلاعات شخصی و خانوادگی هم به کسی ندهم. به همین خاطر حواسم جمع بود و چیزی نگفتم. مرد یک ریز می پرسید: خانه تان کجاست ؟ شوهرتان چه کاره است اهل کدام روستایید؟! من که وضع را این طور دیدم کلید انداختم و در حیاط را باز کردم. یکی از زن ها گفت: آقا شما که این همه سئوال دارید چرا از ما می پرسید اجازه بدهید من شوهرم را صدا کنم. حتما او بهتر می تواند شما را راهنمایی کند. مرد تا این حرف را شنید بدون خداحافظی یا سئوال دیگری بدو بدو ازپیش ما رفت. وقتی مرد از ما دور شد زن همسایه گفت: خانم ابراهیمی دیدی چطور حالش را گرفتم. الکی به او گفتم حاج آقامان خانه است اتفاقا هیچ کس خانه مان نیست. یکی از زن ها گفت: به نظر من این مرد دنبال حاج آقای شما می گشت. از طرف منافق ها آمده بود و می خواست شما را شناسایی کند تا انتقام آن منافق هایی را که حاج آقای شما دستگیرشان کرده بود بگیرد. با شنیدن این حرف دلهره به جانم افتاد. بیشتر دلواپسی ام برای صمد بود. می ترسیدم دوباره اتفاقی برایش بیفتد. مرد بدجوری همه را ترسانده بود. به همین خاطر همسایه ها به خانه ما نیامدند و رفتند. من هم در حیاط را سه قفله کردم. حتی در توی ساختمان را هم قفل کردم و یک چهار پایه گذاشتم پشت در. آن شب صمد خیلی زود آمد. آن وضع را که دید پرسید: این کارها چیه؟! ماجرا را برایش تعریف کردم. خندید و گفت: شما زن ها هم که چقدر ترسویید. چیزی نیست. بی خودی می ترسی. بعد از شام صمد لباسش را پوشید. پرسیدم: کجا؟! گفت: می روم کمیته کار دارم. شاید چند روز نتوانم بیایم. گریه ام گرفته بود. با التماس گفتم: می شود نروی؟ با خونسردی گفت: نه. گفتم: می ترسم. اگر نصف شب آن مرد و دار و دسته اش آمدند چه کارکنم؟ صمد اول قضیه را به خنده گرفت اما وقتی دید ترسیده ام کلت کمری اش را داد به من و گفت: اگر مشکلی پیش آمد از این استفاده کن. بعد هم سر حوصله طرز استفاده از اسلحه را یادم داد و رفت. اسلحه را زیر بالش گذاشتم و با ترس و لرز خوابیدم. نیمه های شب بود که با صدایی از خواب پریدم. یک نفر داشت در می زد. اسلحه را برداشتم و رفتم توی حیاط. هر چقدر از پشت در گفتم: کیه؟ کسی جواب نداد. دوباره با ترس و لرز آمدم توی اتاق که در زدند. مانده بودم چه کار کنم. مثل قبل ایستادم پشت در و چند بار گفتم: کیه؟! این بار هم کسی جواب نداد. چند بار این اتفاق تکرار شد. یعنی تا می رسیدم توی اتاق صدای زنگ در بلند می شد و وقتی می رفتم پشت در کسی جواب نمی داد. دیگر مطمئن شده بودم یک نفر می خواهد ما را اذیت کند. از ترس تمام چراغ ها را روشن کردم. بار آخری که صدای زنگ آمد رفتم روی پشت بام و همان طور که صمد یادم داده بود اسلحه را آماده کردم. دو مرد وسط کوچه ایستاده بودند و با هم حرف می زدند. حتما خودشان بودند. اسلحه را گرفتم رو به رویشان که یک دفعه متوجه شدم یکی از مردها همسایه این طرفی مان آقای عسگری است که خانمش پا به ماه بود. آن قدر خوشحال شدم که از همان بالای پشت بام صدایش کردم و گفتم: آقای عسگری شماید؟ بعد دویدم و در را باز کردم. آقای عسگری که مرد محجوب و سر به زیری بود عادت داشت وقتی زنگ می زد چند قدمی از در فاصله می گرفت. به همین خاطر هر بار که پشت در می رسیدم صدای مرا نمی شنید آمده بود از من کمک بگیرد خانمش داشت زایمان می کرد. ...🌹🍃 🍃🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌹🍃 ...‌ 🌹 🔹🌹 🌹🕊🌹 🕊🔹🌹🕊🔹🌹🕊🔹 ...🌹🍃 http://eitaa.com/joinchat/1496252420C6e4204b537 @Yazinb3
که نشان از انتظار لحظه به لحظه ایشان برای فرج دارد،   🔰خاطره ای هست که جز برای همسر شهید برای شخص دیگری نگفته ام. نزدیک مراسم عقد محمودرضا بود🎊 که یک روز آمد و گفت: «من کت 👔و شلوار 👖برای مجلس عقد نخریده ام» من هم سر به سرش گذاشتم و گفتم: تو نباید بخری که خانواده عروس باید برایت بخرند. 😅خلاصه با هم برای خرید رفتیم. محمودرضا حتی هنگام خرید کت و شلوار دامادی اش❄️ هم حال و هوای همیشگی را داشت، اصلا حواسش به خرید نبود و دقت نمی کرد در عوض من مدام می گفتم مثلا این رنگ خوب نیست و آن یکی بهتر است و ... هیچ وقت فراموش نمی کنم در گیر و دار خریدن کت شلوار به من گفت: «خیلی سخت نگیر، شاید امام زمان(عج) امشب ظهور کردند 👌و عروسی ما به تعویق افتاد.» 🔰هدف محمودرضا، رضایت دل امام زمان اش بود. 🌹👌دنبال گرفتن تایید امام زمان(عج) بود. همیشه می گفت: «ما باید پرچم امام زمان(عج) را بالا ببریم.»🌹👌 💞 به روایت یکی از دوستان صمیمی ۱۸   🌸 🌸 🍃🌺اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌺🍃 🌹اللهم عجل لولیک الفرج وفرجنابه🌹            🍃🌺 @Yazinb3🌺🍃
🌹 تازه دیپلمشو گرفته بود و دنبال کار می گشت که هزینه ای به خانواده تحمیل نکنه، به هر دری زد تا بلاخره یه کار خوب براش جور شد😍 خیلی راضی بود و با شوق و ذوق کارشو شروع کرد. بعد از چند روز دیدم دیگه نمیره سر کار، گفتم مرتضی جان، کارتو نپسندیدی؟چرا دیگه نمیری⁉️ لبخندحاکی از رضایت چاشنی نگاه نافذش کرد و گفت: چرا اتفاقا خیلی هم عالی بود😊، اما صلاح بود که دیگه نرم! بیشتر کنجکاو شدم که بدونم دلیلش چیه؟ کلی پرس و جو کردم تا اینکه گفت رفیقش بیکار بوده💔 و هماهنگ کرده که اون بره... آخه اون زن و بچه داشته و سخته که یه مرد شرمنده ی زن و بچه اش باشه😔 خاطره ای از زبان خواهر شهید 🌹 🌼اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ🌼   🌸 🌸 🍃🌺اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌺🍃 🌹اللهم عجل لولیک الفرج وفرجنابه🌹            🍃🌺 @Yazinb3🌺🍃
در منطقه کوشک وارد میدان مین شدم ، یک جمجمه دیدم و پیکری هم افتاده بود که خاک رویش را پوشانده بود . پیکر را برگرداندم ، کمی جلوتر یک پیکر دیگر دیدم و جلوتر تا هفت پیکر پیدا کردم در یک مسیر ! دقت کردم ، هر هفت شهید ، مهر و تسبیح به همراه داشتند ، از خودم خجالت کشیدم چون خیلی وقت ها در خواندن نماز کوتاهی می کردم.... 📕 امام سجاد و شهدا ، ص54 التماس دعای فرج..... 🌹 اللهم عجل لولیک الفرج...🌹 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷   🌸 🌸 🍃🌺اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌺🍃 🌹اللهم عجل لولیک الفرج وفرجنابه🌹            🍃🌺 @Yazinb3🌺🍃
✨الهـــی اگر بـد بودیـم ڪن تا فردایی بهتـر داشتـه باشیـم. خــ♡ــدایا بہ حـق نگذار کسـی با ناامـیدی و ناراحتـی شـب خـود را بہ صــبح برساند. یادمـان باشـد شـاید شبـی آنچنان آرام گرفتیـم ڪه دیـدار صبـح فـردا ممکن نشـود پـس بہ امیـد فـرداهـا محبـت هایمان را ذخیـره نکنیم. شبتـ🌙ـون در پنـاه خـدا🌟
هدایت شده از 🌴 #یازینب...
شـــ🌙ــبِ مـــن با تــــو بـــخیر می شود تـ♡ـویی که حتــی حـــس بـــودنت می ارزد به ، تــــــمامِ نــداشته هایم،آقا شب بخیرمولای غریبم
🍃✨⚘🍃⚘﷽⚘🍃⚘✨🍃   ✿↶ ↷✿      ❀✵نـیــایـــش بــا خــ♡ــدا✵❀ 🍃🍁 خـدای خـوبـم در شـروع یک روز دیگـر سپـاس ڪه چشمانم بہ روی دنیای زیبایت باز شد سپـاس برای نعمـت شکرگزاری و سپـاس برای سلامتـی‌ام ... 🍃🍁 خـدایـم برای همسایه‌ای ڪه نان ندارد برای دوستی ڪه قلب مرا شکست برای آنڪه روح مرا آزرد برای خانواده‌ام و برای همـدردانم و برای همهٔ بیمـاران برای درگذشتـگان و برای خویشتن خویش و از پروردگار عالـم 🍃🍁 بـار خـدایـا در این روز عـطا کن: خوشرویی، بخشـش ادب، صـداقت، متـانت مهـربانی، صبـوری، امیـد بصیـرت و شـادی را بہ همهٔ دوستـان و هموطنـانم   🌸 🌸 🍃🌺اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌺🍃 🌹اللهم عجل لولیک الفرج وفرجنابه🌹            🍃🌺 @Yazinb3🌺🍃 ─┅─═इई 🍁🍂🍁ईइ═─┅─
____~••°° ...°°••~_____ 🌷بسم رب الشهدا و الصدیقین 🌷 🍃🌹 .. 🌹🍃 امروز #۱۹_آذر ۱۳۹۸ هجری شمسی ... @Yazinb3 🌷 (استان آذربایجان شرقی، شهرستان مراغه، روستای ورجوی) (۱۳۳۶ ه.ش) شهید عمران پستی🌷 (استان اردبیل، شهرستان خلخال، شهر هشجین) (۱۳۳۸ ه.ش) شهید وحید امیری🌷 (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۴۴ ه.ش) شهید مسلم احمدی‌پناه 🌷 (استان چهار محال و بختیاری، شهر فرادانبه) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید احمد دهقان 🌷 (استان یزد) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید سیدمحمد حیدر‌هایی🌷 (استان سمنان، شهرستان دامغان) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید سعید ابراهیمی🌷 (استان سمنان، روستای کهن آباد) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید محمدمهدی سیفی🌷 (استان یزد، شهرستان میبد) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید ابوالقاسم‌مختاری‌اردکانی🌷 (استان یزد، شهرستان اردکان) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید سیدضیاء گلدانساز🌷 (استان یزد، شهرستان یزد) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید محمدجواد باقری 🌷 (استان مرکزی، شهرستان دلیجان) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید امیر عبدالرزاقی🌷 (استان قزوین، شهرستان قزوین) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید سیدمحمدرضا باقی🌷 (استان قزوین، شهرستان قزوین) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید محمدرضا علی‌زاده دهخدائی 🌷 (استان قزوین، شهرستان قزوین) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید محمد ابراهیم مقبل🌷 (استان قزوین، شهرستان قزوین) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید علی مکاری🌷 (استان قزوین، شهرستان قزوین) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید براتعلی سیاهکالی مرادی🌷 (استان قزوین) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید سیدمهدی موسوی🌷 (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید سیدجواد موسوی🌷 (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید سیدمصطفی ادب دوست🌷 (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید محمدعلی قادری موحد🌷 (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید حسین رسولی🌷 (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید محمدمهدی صمدی🌷 (استان تهران، شهرستان ری) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید ابوالقاسم قربان صباغ🌷 (استان خراسان رضوی، شهرستان قوچان) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید سیدعلی راشدی 🌷 (استان خراسان جنوبی، شهرستان بیرجند) (۱۳۵۹ ه.ش) شهید حسن ترک آبادی🌷 (استان اصفهان، شهرستان کاشان) (۱۳۶۰ ه.ش) شهید عباس کرم‌پور 🌷 (استان خوزستان، شهرستان دزفول) (۱۳۶۰ ه.ش) شهید مهدی فیاض 🌷 (استان خراسان رضوی، شهرستان کاشمر) (۱۳۶۰ ه.ش) شهید ابراهیم هوشیاری🌷 (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۲ ه.ش) شهید مظاهر کیااحمدی🌷 (استان مازندران، شهرستان چالوس) (۱۳۶۳ ه.ش) شهید رضا مزروعی🌷 (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل، شهر نصر آباد) (۱۳۶۵ ه.ش) شهید محمدطاهر احمدی🌷 (استان بوشهر، شهرستان دشتی، شهر خورموج) (۱۳۶۵ ه.ش) شهید شمس‌الله یوسف تبار🌷 (استان مازندران، شهرستان بابلسر) (۱۳۶۶ ه.ش) شهید ولید اکبری🌷 (استان فارس، شهرستان لارستان، روستای براک) (۱۳۶۷ ه.ش) شهید محمدرضا خاوش‌زاده🌷 (استان کرمان، شهرستان رودبار جنوب) (۱۳۹۶ ه.ش) ....🌹🍃 هدیه به روح شهدا و شهدای مدافع حرم آل الله صلوات💐 🕊🌷اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌷🕊 ____~°°•• ...••°°~_____ ...🌹🍃 http://eitaa.com/joinchat/1496252420C6e4204b537 @Yazinb3 🍃🌹 @yazinb2 🌹🍃