ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
اونجا که میری نمیدونم کجاست
زمین شادیِ یا جای غم هاس
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
رافائل، امیدت را گم کردی؟ دیشب آن زیر تخت گذاشتی و تا صبح برایش گریستی، خورشید هم که بالا آمد، صورتت
رافائل، استاد خواهش میکرد که درگیر اعتیاد نشویم، انگار نمیدانست که بدون امید بیدار شدن و لبخند زدن خودش تبدیل به اعتیاد شده.
کاش زمان جلو برود، آن قدر جلو که خودم هم یادم نیاید تا کجا میخواستم پیش بروم.
قطورترین کتابم، کاش فقط راجب بریکینگ بد توش میگفتین استاد بازرگانی.
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
کار کردن با این کتاب باید اینطوری باشه که شکل های داخلش رو رنگ کرد نه اینکه مطالبش رو خوند و شگفت زده شد.