eitaa logo
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
155 دنبال‌کننده
626 عکس
29 ویدیو
2 فایل
جوانی نویسنده!
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتابی که شاید الان کسی راجبش چیزی ندونه، خودمم چیزی نمیدونم، حقیقت تلخیِ اَلِک ولی اره من به خاطر تو شروع به خوندنش کردم و حالا، حالا این کتاب فقط کتاب نیست. شاید عجیب باشه، اما کاش می‌توانستم تمام کتاب هایی که جا گذاشتی را بخوانم، همان هایی که رنگ صفحاتش از بین می‌رود و شکننده‌ میشوند، کاش بتوانم در تمام کتاب هایت مثل خودت زندگی کنم، کاش تو را در بین کتاب‌هایت پیدا کنم، لا‌به‌لای‌ صفحات، درون کلمات، گو‌شه کنار ورقه‌ها. چطور ادامه دهم وقتی خودت بازی کاش‌ها را با آدم ها‌ بلدی. گفتی چرا کتابت را خراب کردم، چرا سبزش کردم، اما کتابت خودش رویید، شوقم ناگهان جوانه زد، کاش وقتی برای آخرین بار کتاب را می‌خواندی لای صفحات خودت را برایم باقی میگذاشتی، دیدی چه شد دوباره کاش آمد سر جمله‌ام. یادم نمی‌آید، خاک بگیرد این حافظه‌ و بازیش با من را، اما تو به من نوشتن یاد دادی، خواندن، درست زندگی کردن، خوب بودن، اره خوب بودن اَلِک، تو خوب‌ترین ادمی بودی که دیدم، تو بهترین بودی، کاش میتوانستم خاطراتمان را در یک ظرف جمع کنم، تو اولین هایم را دیدی، اولین سعی، شکست، تو صداقت و دروغم را دیدی، من را دیدی، اما ایا واقعا دیدی؟ یا همه چیز در خیالم بود، من برایت اولین نوشته ام را خواندم و تو برای ابد اولین خواهی ماند، اولین من.