eitaa logo
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
161 دنبال‌کننده
673 عکس
35 ویدیو
2 فایل
جوانی نویسنده!
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نمیدونم میفهمید یا نه اما وقتی به چهره ی لبخند زده ی دوستام فکر می کنم حالم خوب میشه.
بالاخره بعد از مدت ها حمایتی🎉 این پیام+این پست رو فور بزنید. منم دو پست از شما فور بزنم. تگ: 📥
Ronakpodcast4_5965161003741091446.mp3
زمان: حجم: 10M
🎙• پادکست « اقیانوس » 💬• گوينده : 📰• خلاصه پادکست : "شاید با باد بعدی، یهو بوی من بخوره به سرت یاد من بیوفتی." @Podcastss
ادمی ام که تا خدا مچم نگیره آدم نمیشم
هدایت شده از سکوت‌نوشته_
خانه داشت می‌سوخت. ضلع شرقی اتاق، از دود سیاه شده بود. اما من، روی کاناپه دراز کشیده بودم. داشتم فکر می‌کردم. به اینکه این زندگی چقدر مکافات دارد؟ بله! خانه داشت می‌سوخت؛ اما آیا خاکسترش بیشتر از خاکستر احساسات سوخته‌ی من بود؟ بعید می‌دانم. آنها از من پرسیدند که چرا دیگر به هیچ‌چیز اهمیت نمی‌دهم. اما هیچ‌کدام از آنها، مرا هنگام تماشای سوختن احساساتم ندیدند... هیچ‌کدام ندیدند که من چقدر در آتش احساساتم دویدم تا توانستم روحم را از میان شعله‌های سوزان، سالم بیرون بیاورم. و هیچ‌کس مرا هنگام رها کردن خاکستر احساساتم در باد ندید. مردم قضاوت می‌کنند بی‌آنکه بدانند. و عذاب من این بود که نمی‌توانستم آنها را آگاه کنم. نیمه‌ی شرق‌نشینِ کاناپه آتش گرفت. از جا بلند شدم و اتاق را بدون نگاه کردن به پشت سر ترک کردم. _سکوت
هدایت شده از نامرئی‌
تمام شب را بیدار ماندم،شاید کسی از راه برسد که نام مرا هنوز به خاطر داشته باشد.