هدایت شده از 𝐆𝐑𝐀𝐕𝐄²
باورن شدیدی زده بود و تو تویه مدرسه به شیشه که با بارون خیس شده بود نگاه میکردی تا زنگ خونه میخوره وسایلت رو جمع میکنی و میری چترتو بگیری با بقیه خداحافظی میکنی و همینجوری که داشتی از راه پله میرفتی اشتباهی پات لیز میخوره و چترت از دستت در میره و نوک تیز چترت فرو میره تو گلوت درو اطرافت پر میشه از خونت اروم اروم چشماتو میبندی و صدای بقیه بچه ها که از این صحنه جیغ میزدن کم رنگ و کم رنگ تر میشه گلوت میسوزه و فقط ارزو میکنی که این وضعیت تموم بشه صدای اژیر میومد اژیر امبولانس بود امدادگران رسیده بودن ولی فکر نمیکنم اهمیتی داشته باشه حس میکردی که دیگه اخراشه چون به زور نفس میکشیدی و کم کم چشمات سنگین میشه و از این دنیا فانی میری
#Challenge
این قیافه رو روی صورت کاراکتر مورد نظرتون بزارید!(اگه خودم ندیدم برام تو پیوی بفرستید که فور بزنم)