تو را در خواب دیدم شانه کردم گیسوانت را
نهان از چشم مردم باز بوسیدم دهانت را ...
#معنیزنجانی
همـهآبـاد نشــینان ز خــرابـی تـرســند ،
من خرابت شدم و دم به دم آبادترم !
#مولاتیرقــیهﷻ ⛓🪔
ضیق ″
-
سینه زدم ، برایت اشك ریختم عزیز !
قابل بدان خون من را هم سر وقتش بریز ...
#ابیعبدالله
امشبی را شَه دین در حرمش مهمان است
عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است
#مکنایصبحطلوع ...
هیئت تمام شد ...
همه رفته اند و تو هنوز
یک گوشه نشسته ای و خون گریه میکنی...
#آجرکاللهیاصاحبالزمان