💠 مقابله با بهائیان
🔹 مرحوم حاج شیخ حسن نوری از مرحوم حاج احمد خادمی نقل کرد: در بروجرد زمانی که آقای بروجردی در آنجا ساکن بودند، چند نفر بهایی سکونت داشتند و مردم را گمراه میکردند.
🔸 مرحوم آقای بروجردی از متصدّیان وقت در آن شهر خواستند که آنها را بیرون کنند، متصدّیان کوتاهی کردند. ایشان مایل نبود برای جلوگیری به تهران متوسّل شود.
🔹 مرحوم آقای بروجردی به عنوان اعتراض از شهر خارج شدند، مردم تظاهرات کردند و شهر به هم ریخت. بهائیان شبانه از ترس جان خود از شهر فرار کردند.
🔸 مرحوم آقای بروجردی بعد از آنکه به شهر بازگشتند، فرمودند: چون جمعی را اضلال کردهاند و افکار عدّهای از مردم تحت تأثیر شبههپراکنیهای آنان شده است، این اقدام کافی نیست، لذا وظیفه خود تشخیص دادند که برای پاسخ به شبهات آنان یک ماه رمضان درباره امام زمان (عج) منبر بروند. آن بحثها زمینهای شد برای تألیف کتاب «منتخب الأثر» جناب آقای صافی.
📚 جرعهای از دریا [آیةالله شبیری زنجانی] ؛ ج ۲ ص ۵۷۸
#حکایت_داستان
تجربه حضرت سیدالشهدا عليه السلام
سید نعمت الله جزائری در ریاض الابرار از حضرت سید الشهدا نقل میکند که آن حضرت فرمود: این فرمایش پیامبر که بعد از نماز، بهترین عملها مسرور کردن مؤمن است با وسایلی که معصیت نباشد برای من به تجربه رسید.
روزی غلامی را دیدم که با خوراک خود سگی را شریک قرار داده بود. پرسیدم: چرا چنین میکنی؟ گفت: یابن رسول الله! من محزونم و جویای سرور و شادی هستم، میخواهم با مسرور کردن این حیوان غم از دلم زدوده شود؛ زیرا بنده ی مردی یهودی هستم و مایلم از او جدا شوم. ابا عبد الله نزد آن مرد یهودی رفت و دویست دینار قیمت غلام را با خود برد و درخواست کرد غلام را بفروشد. آن مرد عرض کرد: غلام فدای قدم مبارک شما، این بستان را نیز به او بخشیدم و دویست دینار را هم تقدیم شما میکنم. حضرت فرمود: من مال را به تو بخشیدم. مرد یهودی عرض کرد: پذیرفتم و آن را هم به غلام میبخشم. سید الشهدا فرمود: من هم غلام را آزاد کردم. دینارها و بستان را نیز به او بخشیدم. زن آن یهودی گفت: من هم اسلام میآورم و مهریه ی خود را به شوهرم میبخشم. یهودی گفت: من نیز مسلمان میشوم و این خانه را به زنم بخشیدم!
----------
بحار الانوار ۱۴۵/۱۰.
✍پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود:
لِلْمُؤمِنِ عَلَى الْمُؤمِنِ سَبْعَةُ حُقُوقٍ واجِبَةٍ مِنَ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ عَلَيه:
اَلِأجْـلالُ فى عَيْنِهِ،
وَ الْوُدُّ لَهُ فى صَدْرِهِ،
وَ المُواساةُ لَهُ فى مالِهِ،
وَ اَنْ يُحَـرِّمَ غَيْبَتـَهُ
وَ اَنْ يَعُودَهُ فى مَرَضِهِ،
وَ اَنْ يُشَيِّـعَ جِـنازَتَهُ
وَ اَنْ لايَقُولَ فيهِ بَعْدَ مَوْتِهِ اِلاّ خَيْرا. حديث
مؤمن برگردن برادر مؤمنش هفت حقّ واجب دارد كه از سوى خدا بر او واجب شده است:
۱ ـ در چشمش به ديده احترام به او بنگرد.
۲ ـ در دلش محبّت او را داشته باشد.
۳ ـ در مالش او را هم شريك سازد.
۴ ـ غيبت او را حرام بشمارد.
۵ ـ هنگام بيمارى از او عيادت كند.
۶ ـ جنازه اش را تشييع كند.
۷ ـ پس ازمرگش، جز خيروخوبى درباره او نگويد
📗من لايحضره الفقيه، ج 4 ص 398
🍏
🌼 #حدیث🌼
🌻 پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله:
🌿 العِبادَةُ عَشَرَةَ أجزاءٍ تِسعَـةٌ مِنها فی طَلَبِ الحَلالِ.
🌿 عبادت ده جزء است که نه جزء آن در کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است.
📚 مستدرک الوسائل، ج 13، ص 12.
.
فضیلتی از امام علی (علیه السلام)
از زبان ابن ابی وقاص
ابن قتیبه در کتاب امامت و سیاست می نویسد :
سعد بن ابی وقاص در مورد علی (ع) می گفت:
على (ع) در نیکى هاى ما با ما شریک است ؛ ولى ما با او در نیکی هایش شریک نیستیم. او از همه ما به کار خلافت سزاوارتر بود ؛ اما قضا و قدر مدتى او را از حقش دور ساخت. و ما به نیکى می دانستیم که او سزاوارترین فرد نسبت به کار خلافت است .
همچنین در کتاب صحیح مسلم از قول عامر بن سعد بن ابى وقّاص به نقل از پدرش می نویسد:
در یکى از روزها، معاویه بن ابى سفیان به سعد بن ابی وقاص دستور داد تا به على بن ابی طالب (ع) ناسزا بگوید! «سعد» از دستور او سرپیچى کرد.
معاویه، از وى پرسید: به چه سبب على را دشنام نمی دهی؟ سعد گفت: بخاطر آن که خودم در شان على (ع) از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) سه فضیلت شنیده ام که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام علی (ع)، اقدام نمى کنم ...
📗 امامت وسیاست/ ترجمه، ص 132.
عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِير
ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)
قَال
َ قُلْتُ لَهُ:
مَا تَقُولُ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام)
☀فَقَال:
َ زُرْهُ وَ لَا تَجْفُهُ
فَإِنَّهُ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ
وَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ
وَ شَبِيهُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا
وَ عَلَيْهِمَا بَكَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ
از حنان بن سدير نقل شده که
محضر مبارک حضرت امام جعفر صادق (عليه السّلام) عرض كردم:
در باره زيارت قبر حضرت امام حسين (عليه السّلام) چه مىفرمائيد؟
☀حضرت فرمودند:
زيارتش كن
و به آن حضرت جفا مكن،
زيرا آن وجود مبارك سرور شهداء و سيّد جوانان اهل بهشت
و شبيه حضرت يحيى بن زكريا بوده و بر اين دو (امام حسين و حضرت يحيى عليهما السّلام) آسمان و زمين گريسته
اند.
کامل الزیارات / باب نود و هفتم
☀
💎امام باقر علیه السلام :
سَلامَةُ الدّينِ وَ صِحَّةُ البَدَنِ خَيرٌ مِنَ المالِ
وَ المالُ زينَةٌ مِنْ زينَةِ الدُّنيا، حَسَنَةٌ؛
سلامتى دين و تندرستى از ثروت بهتر است.
و مال، زينتى از زينتهاى دنياست كه خوب است.
📗 [ اصول كافى (باترجمه): ج 3، ص 306 ]
#تندرستی
☀🌸
✍امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند :
بدانيد كه اين پوست نازك تحمل
آتش را ندارد، پس به خودتان رحم كنيد،
شما در مصيبتهاى دنيا آزمايش
كردهايد كه وقتى خارى به بدن يكى
از شما می رود و يا به زمين مى خورد
و خونى میشود و يا شن هاى داغ
پايش را مى سوزاند چگونه بيتابى میكند؟!
پس، چگونه خواهد بود اگر
ميان دو لايه از آتش قرار گيرد و هم
بسترش سنگ و همدمش شيطان باشد؟!
📚نهج البلاغه ص٢٦٧ خطبه ١٨٣
┄┄┅┅┅❅🌷
🔴ریاکاری و از بین رفتن تمام اعمال!
🌻مرحوم قطب راوندی (رضوان اللّه تعالی ) روایت کرده است که :
🍂در بنی اسرائیل عابدی بود که سالها حق تعالی را عبادت می کرد . روزی دعا کرد که :
💚خدایا می خواهم حال خودم را نزد تو بدانم ، کدامین عمل هایم را پسندیدی، تا همیشه آن عمل را انجام دهم،واِلاّ پیش از مرگم توبه کنم ؟!
🌸حضرت حق تعالی ، ملکی را نزد آن عابد فرستاد و فرمود :
تو پیش خدا هیچ عمل خیری نداری!
🌻گفت : خدایا، پس عبادتهای من چه شد؟!
🌹ملک فرمود :
هر وقت عمل خیری انجام میدادی به مردم خبر میدادی ، و می خواستی مردم به تو بگویند چه آدم خوبی هستی و به نیکی از تو یاد کنند...
🌿خُب،پاداشت را گرفتی!آیا برای عملت راضی شدی؟
🍂این حرف برای عابد خیلی گران آمد و محزون و ناراحت شد ، و صدایش به ناله بلند گردید .
🌻ملک بار دیگر آمد و فرمود :
💚حق تعالی می فرماید :
🌹الحال خود را از من بخر ، و هر روز به تعداد رگهای بدنت صدقه بده .
🌿عابد گفت:خدایا چطوری؟!من که چیزی ندارم..
🌹فرمود : هر روز سیصد و شصت مرتبه، به تعداد رگهای بدنت بگو :
🍂سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لااِلهَ اِلا اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَر وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَهَ اِلاّ بِااللّهِ🍂
🌿عابد گفت : خدایا اگر این طور است ، زیادتر بفرما ؟ !
🌹فرمود :
اگر زیادتر بگویی ثوابت بیشتر است...
📚 داستانهايي از اذکار و ختوم و ادعيه مجرب, ج1