رجاء :)🇮🇷
امشب با یک هدیه خستگی این صد شب از تنم بیرون رفت🥲 براتون میگم...
ناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکست💔
عزیزترینم...
واقعا چطوری بیش از صد روز بدون تو نفس کشیدم؟
امشب دوستم بدون هیچ مناسبتی این هدیه رو بهم داد🥲
#روایت_نبرد
رجاء :)🇮🇷
یه قسمتی از این موکب فال شهدایی میدادن،منم رفتم و یکی برداشتم...
این جمله اومد:هر درد و رنجی؛ میتونه یه پل باشه به آرامش و رشد تو(قسمتی از وصیتنامه شهید)
بهم گفتن ثواب پیاده روی امشبت رو به این شهید هدیه کن.
اما اسمی روی فال نبود...
گفتن خطای چاپیه و دوباره بردار.
یکی دیگه برداشتم و باز همین جمله اومد.
خیلی برام عجیب بود!بین اون همه فال فقط دوتاش مربوط به این شهید بود!
پیگیری کردم و گفتن که ایشون شهید محمد حسین محمدخانی هستن🥺
#روایت_نبرد