eitaa logo
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
2.5هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
190 ویدیو
83 فایل
【﷽】 ꔷ‌ • ・ و حقیقتاً زیارت زیباسـت ؛ اگر زائر حریم دل باشے🫀> سحـٰاب ِجآن ؛ قلب ِ سفید ِ زیارٺ🤍↶ ⊱⸾ @Sahab_610 شنواییم‌ با گوش ِدل🌚↶ ⊱⸾ https://harfeto.timefriend.net/17223305921909 چکیده‌ای از شروط‌مان ↶ ⊱⸾ @Sharayet_Z
مشاهده در ایتا
دانلود
؛[🕸⛅️]دنیا دگر بی‌مھدی فاطمہ معنایی ندارد چـشـمـانـم ز فـراق و اشـڪ دگر تـاب نـدارد کی شود بر گونہ‌ام ز دیدارت، چو باران اشك‌‌ بارد همہ مست و غزل خوان بہ دیدار تو آیند . .
یک‌هواپیما‌رودرنظر‌بگیرین وقتی‌میخواد‌بشینه؛ اگه‌باند‌آماده‌نباشه‌نمیتونه‌بشینه🛩 💡هی‌ماچراغ‌میزنیم‌میگیم: 〖 اللّهم‌عجل‌لولیک‌الفرج 〗 میگه ‌‌بابا باندآماده‌نیست! کثیفه! باندروتمیزکن! من‌شوقم‌به ظهورازتوبیشتره:) ⧼‌‹ الّلهُــم‌َّعَجِّــلْ‌لِوَلِیِّڪ‌الْفَــرَج ›‌⧽ °•↜ نقل از استاد رائفے‌پور
[🌼☁️] نرگسِ مست تو راھِ دل هوشیاران زد‌ . .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل شده: ؛ « وَ اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ »🌱↶ - برترین عبادت، انتظار فـرج اسـت . . . ـ ــ ــــ ـــــ ـــــــــ❃ـــــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــ ـ
اۍ نسخہ پـایـانے دسـت خداوند
هـر درد درمـان می‌شود وقتی بیایۍ
دلہا شده بازار سردی از عواطف
دلہا بھاران می‌شود وقتی بیایی
🥀 « ‏فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا » کسے چہ می‌داند شاید این سختی‌ها پایانے بہ شیرینے ظھور دارد...🌿؛
- بریم یه سری بزنیم یه جلایی به مغز و روحمون بدیم؟😻♥️ - لینك‌‌ سحابِ جـٰان‌مون رو هم که دارید دیگهـ؟ ؛ https://eitaa.com/sahab_610/1738
ــــــــــــــــــــــــــ •{☎️🚲}• ــــــــــــــــــــــــــ هیچ فڪر کردھ‌اۍ دنیاۍ کودکی چرا زیباست؟ چرا مزه‌ۍ همه‌ۍ خوراڪی‌ها متفاوت‌تر است و تمام بازۍ‌ها نوستالژۍ مۍ‌شوند؟ دورانی که هیچ چیز جز هیجانِ دیدن رفقا برای قانع شدنمان در چُرت بعدازظهر مؤثر نبود چون در ذهنمان چیزۍ جز آن نبود و از یڪ جاۍ بهـ بعد که مۍ‌فهمیم بزرگ شده‌ایم و نگران گذشت عمرمان مۍ‌شویم هیچ چیزۍ دیگر رنگ و بوۍ قبل را ندارد؛ براۍ همین، آتش طمع در ما شعله می‌گیرد و روشن می‌شود طوری که مۍ‌خواهیم همهـ چیز از آن خودمـان باشد‌ و شیرینی دورانِ کودکی را به بهای تلخیِ کینه و طمع، میفروشیم
تنھا چیزۍ ڪهـ ممڪن اسـت الان حـالم را بهتر کند، ایـن‌ اسـت ڪهـ بهـ خانهـ برگشتهـ بـاشم؛ و آخرین روز مدرسهـ قبل از عید بـاشد، بوی فرش شستهـ شدهـ ۍ نمناڪ بیاید. کفش‌هایم آنقدر نو باشند ڪهـ بتوانم از جعبه دربیاورم و روۍ فرش بپوشمش؛ پیـڪ نـوروزۍ را، از ڪولـهـ پشتۍام دربیاورم و با ذوق ورق بزنم. بعد کنار تنگ ماهۍ قرمز دراز بکشم و در حالۍ کهـ ماهۍها را نگاهـ می‌کنم به عیدۍ‌هایۍ که خواهم گرفت، فکر کنم.
ایستگاه‌به‌یستگاه‌منتظرم‌و‌تو‌سوار‌بر‌قطار‌‌ زمان‌،پیاده‌نمی‌شوی،‌خاطراتِ‌کودکی🧶!!